تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
چون نظام جهان باينانست بدان ماند كه خدا بدانها نياز دارد براى اداره جهان يا اينكه چون اينان حزب خدا و پرستنده حقيقى اويند و ياوران دينش گويا خدا بدانها نياز دارد ، چنانچه مردم ديگر در مقاصد خود . يا مقصود نياز پيغمبران و اوصياء است در ترويج دين بمؤمن پاك و وابستن آن به خدا براى بزرگداشت آنها است چنانچه در قول خدا ( 7 - محمد ) اگر يارى كنيد خدا را يارى كند شما را ، و هم ( 57 - البقره ) و بما ستم نكردند . و مانند آنها . يا اينكه چون خدا از بنده‌هاش عبادت خواسته و كارهاى ديگر اين خود چون نيازيست بدانها و واژه نياز بطور مجاز در آن به كار رفته يا بىنيازى كنايه از بىلطفى و بىتوجهى به او است ، زيرا لطف و اقبال ما مردم روى نياز است و بىنيازى لازمه بىلطفى و بىتوجهى است . و همانا از خوراكش نخورد براى اينكه آنچه آن مرد در باره خود گفت : وصف آنانست كه در غافلگيرى خدايند و خيرى ندارند و خوراكشان هم خوب نيست ، و مالى كه از آن كاسته نشود لعنت شده چون تن بىكاهش ، و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : ملعونست هر مالى كه زكاتش ندهند و هر بدنى كه زكات داده نشود . يا اينكه مىشود آن حضرت از بيانش دريافت كه حقوق واجبه را هم نپرداخته . و نيز چون خصلتى كه ميزبان براى خود بيان كرد مرغوبست نزد ديگر مردمان آن حضرت خواست در نكوهش آن مبالغه نمايد تا اصحابش دل بدان نبندند ، و بدانند آن شايسته مؤمن نيست . 22 - كافى ( ج 2 ص 256 ) بسندش تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه براى خدا نيازى نيست در كسى كه از مال و تنش بهره نبرد . بيان : يعنى خدا از مال و تنش بهره نبرد نه خودش و مراد از بهره خدا كاستى در آنها است كه به قضا و قدر خدا باشد بىاختيار او و بسا اختيارى را هم شامل شود ، چون پرداخت حقوق مالى و بلا كشيدن در طاعت خدا . 23 - كافى ( ج 2 ص 257 ) بسندش از امام صادق عليه السّلام كه بنده را مقامى