جامه عمل بر اندام خود راست آورد كه بيم و هراس سراپاى مرا فرا گرفته بود و حواس ظاهريم به كلى از كار افتاده و حواس باطنيم از هر طرف سر برآورده در نتيجه صداى مردى را احساس مىكردم كه به جانب در اطاق روان شد و كوبهى در را به حركت در آورد و از آنجا كه در قفل بوده كليد افكنده در را گشود و وارد خانه شد در آن حال بود كه طاير عقل از سرم پريد و غشوهء بر من عارض شده به روى زمين افتادم و تا نيمه روز به همان حالت بودم تا افاقه حاصل كرده به خود گفتم چه اتفاقى از براى من پيش آمده و چه نائبهاى دست به - دامن شده است بدنبال آن متذكر شدم دوشينه شب دزدى به خانه در آمد و من كه به حالت بيهوشى در آمدم همگى قماشها و متاعها را به سرقت برده و چپاول كرده از جاى برخاستم و بتفحص پرداخته تا چه مقدارى از آنها به دستبرد سارق از ميان رفته ديدم خوشبختانه همگى آنها صحيح و سالم در محل خود مىباشد و عارضهاى بر آنها رخ نداده و به جانب در اطاق روان شده ديدم در بسته و مقفل است در راه اين پيش آمد يقين كردم كه قوه واهمه اين گرفتارى را براى من ايجاد كرده است و در پايان اين واقعه بايد بگوئيم واهمه است كه در هنگام بيمهاى شديدى كه سر بجان انسان مىگذارد اشخاص خوفناك را در برابر آدمى مجسم مىسازد .
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٧٢