تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
هامش
= خلافت كند و اين حق را براى فرزندان ديگرى قايل نباشد ، بدون شك امامتش باطل و پيروى از او گمراه‌كننده است . عدهء ديگرى از آنان ، رجعت و بازگشت امامان شيعه را به دنيا قبول ندارند . در اينجا سه نكته را يادآور مىشويم : اول اينكه : طبق نقل اهل اطلاع ، « زيديه » از نظر اصول عقيدتى و افكار مذهبى از معتزله پيروى مىكنند ، ولى از نظر احكام و فروع عملى ، غالبا پيرو مذهب « ابو حنيفه » مىباشند . دوم اينكه : از لابلاى تاريخ زندگى زيديه و از مجموع حركتهاى مسلحانه آنان چنين استنباط مىشود كه آنان هر كدام از دو مسألهء خلافت و امامت را به طور جداگانه مورد توجه قرار داده‌اند و قيام مسلحانه و انتخاب مردم يا انتخاب فرزندان حسن و حسين را تنها در مسألهء خلافت و حكومت شرط مىدانسته‌اند و اما مسألهء امامت را فقط درونى و الهى دانسته و در انتخاب امام ، ابدا چنين شروطى را لازم ندانسته‌اند ، براى كشف اين نكته به كتابهاى « المقالات و الفرق اشعرى » ، « فرق الشيعهء نوبختى » و « بحار مجلسى » رجوع شود . سوم اينكه : « زيديه » در ادوار تاريخ ، در بعضى از سرزمينهاى اسلامى ، حكومتهايى نيز به نام خود تشكيل داده‌اند . يكى از دولتهاى آنان به وسيلهء اولاد « امام حسن مجتبى ( عليه السّلام ) » در سالهاى 791 - 926 ميلادى در شمال آفريقا تشكيل شد كه به نام دولت « ادريسيين » مشهور گشت . و ديگرى نيز به وسيلهء « اولاد امام حسن مجتبى ( عليه السّلام ) » در سالهاى 863 - 928 ميلادى در « طبرستان ، مازندران » تأسيس گرديد . و دولت ديگر ، در « يمن » تشكيل گرديد كه تا اين اواخر وجود داشت و سپس منقرض شد . خوارج لفظ « خوارج » از نظر لغت ، بر هر فرد و يا گروهى اطلاق مىشود كه از اطاعت و فرمان حكومت وقت ، شانه خالى كرده و عليه آن قيام مسلحانه كند . و از نظر اصطلاح تاريخ اسلام ، مقصود آن دسته از افرادى هستند كه در جنگ