تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
هامش
= زن دادن را نيز بر قبول اين امر قرار داده‌اند . 3 - كسانى را كه مرتكب گناه كبيره مىشوند ، كافر مىدانند . 4 - مىگويند در صورتى كه امام يا خليفه از حدود قانون اسلام خارج شود و بر خلاف سنت پيغمبر عمل كند ، بر امت واجب است كه عليه او قيام كرده و بر او بشورند . 5 - تمام مخالفان خود را مشرك يا كافر شمرده و كشتن زنها و كودكان نابالغ آنان را مباح مىدانند . كسانى كه طالب آگاهى بيشترند مىتوانند به كتابهاى « المقالات » ، « فرق الشيعة » ، « ملل و نحل » و غير آن مراجعه نمايند . مرجئه « مرجئه » در اصل از لغت « ارجاء » گرفته شده ولى از نظر استعمال ، گاهى به معناى « تأخير » استعمال گرديده . مانند اين آيه شريفهقالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ . . . *( اعراف / 111 ) ؛ يعنى : « گفتند كه به تأخير بينداز و مهلت بده او را » . و گاهى به معناى « اميد دادن » استعمال شده ؛ مانند اين آيه. . . مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ . . .( توبه / 106 ) ؛ يعنى : « اميدواران بخشش خداوند » . و در اصطلاح تاريخ‌دانان اسلامى ، به آن دسته از مسلمين و شيعيان اطلاق مىشود كه پس از كشته شدن على ( عليه السّلام ) به خاطر راحت بودن و در امنيت زندگى كردن و از نعمت دنيا بهره‌مند گرديدن ، به « معاويه » رو آورده و او را به رسميت شناختند و براى موجه جلوه دادن كار خود ، فلسفه‌اى درست كرده و گفتند كه اهل قبله و كسانى كه شهادتين را بر زبان جارى كنند ، مؤمن بوده و اميد است كه خداوند از گناهان آنان بگذرد . و مىگفتند كه با ايمان قلبى ، هيچ گناهى ضرر نمىرساند ، همان گونه كه با كفر قلبى ، هيچ طاعتى فايده ندارد . آنان از اين هم نيز فراتر رفته و عقايد قبلى خود را نسبت به خلافت « ابى بكر » ، « عمر » و « عثمان » تخطئه كرده و گفتند خلافت « ابى بكر » به حق و راستى انجام گرفته و بر اين ادعا دو دليل اقامه كرده‌اند :