تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
هامش
= باقى نماند . حتى ما در قرن چهاردهم هجرى بعضى از افراد را مىبينيم كه بر آنان عنوان « پيرمردى از پارسايان معتزله » اطلاق مىكنند ، ولى آنچه نظريهء مشهور را تأييد مىكند تصريح شيخ مؤلف است ، به اينكه معتزله از زمانى كه « و اصل بن عطا » از حسن بصرى جدا شد ، بوجود آمده‌اند . « شيخ » در كتاب « اوائل المقالات ، صفحهء ششم » پس از نقل نظريهء مشهور مىگويد : « و لم يكن قبل ذلك يعرف الاعتزال و لا كان علما على فريق من الناس » . يعنى : « قبل از اين ، گروهى به نام « معتزله » و يا حركتى به نام « اعتزال » شناخته نگرديده بود » . و نظر « شيخ » از اين جهت نيز قابل توجه است كه وى با بعضى از بزرگان معتزله مانند « ابى القاسم بلخى » ، « قاضى عبد الجبار رازى » ، « ابى سعيد استخرى » و « ابى الحسين بصرى » همزمان بوده است . به هر حال ، چه علت نامگذارى معتزله آن باشد كه مشهور « كلاميين » گفته‌اند و چه علت آن يكى از دو مطلبى باشد كه نقل كرديم ، ولى اين امر مسلم است كه آنان به عنوان يك گروه بسيار مهم و داراى عقايد خاصى ، در تاريخ مسلمين مطرح شده‌اند ؛ آنان در مسايل اعتقادى و علمى اسلام ، داراى عقايد مخصوصى هستند و « عبد الكريم شهرستانى » در كتاب « ملل و نحل » مفصلا عقايد آنان را ذكر كرده كه ما نيز مختصرى از آنها را نقل مىكنيم . معتزله مىگويند : عقل در مسايل دينى مىتواند حكومت كند و آن را يكى از راههاى رسيدن به حقيقت مىدانند و اين عقيده از زمان « مأمون » تا زمان « متوكل عباسى » مورد تأييد دستگاه حكومتى بوده و از اصول عقيدتى « دولت عباسى » در اين مدت بوده است . مىگويند : حسن و قبح افعال را فقط « عقل » مىتواند تشخيص بدهد و « شرع » تنها حكم آن را بيان مىكند . و آنان خلقت اصلح را بر خداوند واجب مىدانند . و همچنين معتقدند صفات خداوند زايد بر ذات او نيست ، بلكه آنها را جزو ذات او مىدانند و مىگويند كه صفت « قديم » ويژهء خداوند است و بر هيچ موجود
الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 42 | الشيخ المفيد / محمد باقر خالصى