هامش
= مجلس درس « حسن بصرى » كنارهگيرى كرده و با عدهاى از اهل مجلس حسن ، جلسهء جداگانهاى تشكيل داد و بعد از مدت اندكى ، « عمرو بن عبيد » نيز به وى ملحق شد .
بعضى نقل كردهاند كه حسن آنان را از مجلس درس خود بيرون كرد . به هر حال به اين جهت آنان به « معتزله » مشهور شدند ؛ يعنى كسانى كه از مجلس درس حسن عزلت گزيده و عقيدهء جداگانهاى نسبت به « خوارج » و « حسن » انتخاب كردند .
در بعضى از كتابهاى معتبر ، علت نامگذارى آنان به اين اسم ، چيز ديگرى بيان شده است . « حسن بن موسى نوبختى » در كتاب « فرق الشيعة » و « سعد بن عبد اللَّه اشعرى قمى » در كتاب « المقالات و الفرق » گفتهاند : هنگامى كه « عثمان » كشته شد ، تمام مردم با « على » بيعت كردند ولى پس از مدتى اختلاف پيدا كردند ، يك دسته بر بيعت على ( عليه السّلام ) باقى ماندند و دستهء ديگر ، با عدهاى از سرشناسان اصحاب پيغمبر ؛ مانند « سعد بن ابى وقاص » ، « عبد اللَّه بن عمر بن خطاب » ، « محمد بن مسلمهء انصارى » و « اسامة بن زيد بن حارثهء كلبى » از بيعت با « على ( عليه السّلام ) » عزلت گزيده ، نه در جنگ با آن حضرت و نه در جنگ با مخالفان او شركت نكردند و گفتند جنگ با هيچ كدام از اين دو دسته جايز نيست . و به همين جهت آنان را « معتزله » ناميدهاند و براى هميشه بنيانگذاران « معتزله » گرديدند .
بعضى از آگاهان نيز نوشتهاند كه پس از مدتى « احنف بن قيس تميمى » با عدهاى از « بنى تميم » نيز از على ( عليه السّلام ) جدا شد و گفت : من بدين جهت از جنگ كنارهگيرى كردم كه جان و مالم حفظ شود به خاطر اينكه اعتقاد به كنارهگيرى داشته باشم .
دكتر جواد مشكور ، در پاورقيهايى كه بر كتاب « المقالات و الفرق » نوشته ، مىگويد : « جولد تيسهر » علت نامگذارى آنان را به اين اسم اين مىداند كه آنان در اول امر ، جزو زهاد و افراد گوشهگير و اعراضكنندهء از دنيا بودهاند و « و اصل بن عطا » نيز از اين دسته بوده است .
در حالات وى نقل شده كه از دنيا رفت در حالى كه يك دينار يا درهمى از او