تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
مادى و معنوى شيعيان بود و همهء افراد شيعه ، خمس و زكات اموال خود را به عنوان يك وظيفهء الهى به او و يا به وكيل او تقديم مىكردند تا او به افرادى كه استحقاق استفادهء از آنها را دارند ، برساند و جعفر مىدانست كه شيعيان اين عمل را پس از « حسن بن على » نسبت به جانشينى او انجام خواهند داد . آيا پس از اين همه انگيزه‌هاى تحريك‌كننده‌اى كه براى انكار « مهدى » از طرف جعفر وجود داشته ، باز هم انتقادكنندگان مىتوانند به انكار چنين شخصى استدلال كرده و انكارش را شاهدى بر درستى مدعاى خود بدانند ؟ ! ( 1 ) در حقيقت استدلال اين دسته بر نفى « امامت مهدى ( عج ) » به انكار جعفر ، مانند استدلال عده‌اى از يهود و نصارى بر نفى پيامبرى « محمد ( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) » به انكار « ابو لهب » عموى پيغمبر اسلام و انكار « اكثر بنى هاشم » و « بنى اميه » و جنگ كردن آنان با وى مىباشد . با اينكه « ابو لهب » در حالى رسالت « محمد » را انكار مىكرد كه
هامش
داشت . و اگر نزد آنان چنين مقامى نداشتى ، تبليغ و يارى ما هيچ تأثيرى برايت نخواهد داشت . سپس به او بىاعتنايى نموده و دستور داد كه ديگر به او اجازهء ورود به خانه را ندهند تا اينكه پدرم از دنيا رفت و من هنگامى كه از « سامرا » خارج شدم او نيز بر همين حال بود و خليفه نيز هميشه به دنبال فرزند « حسن بن على » مىگرديد ولى اثرى از او نمىيافت . و پيروان « حسن بن على » نيز همواره عقيده دارند كه حسن از خود پسرى گذاشته است كه در « امامت امت » جانشين او است و در حال غيبت بسر مىبرد و پس از مدت درازى ، ظهور خواهد نمود و دنيا را از ظلم و جور خواهد رهانيد . ( الارشاد ، ص 363 - 366 ، چاپ مشهدى اسدى ) .