در عبارت سمهودى از قول ابو وليد آمده است : دربارهء حصبايى كه در مسجد است از ابن عمر سؤال كردم . وى چنين گفت : شبى بر ما باران باريد و زمين خيس شد ، در اين حال مردى كه قدرى حصباء همراه داشت ، آمد و آنها را زير پاى خود پهن كرد . هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم نماز خود را تمام كردند ، فرمودند : اين ، چه نيكوست !
اين روايت چنين دلالت مىكند كه صحابه حتّى هنگام نزول باران و خيس شدن زمين ، مقيّد و متعبّد به سجده بر خاك و گل بودند و بر چيز ديگرى غير از آن سجده نمىكردند ، بلكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم نيز مقيّد به اين عمل بود و اين امر ، كاشف از عدم جواز سجده بر غير زمين است بلكه سمهودى « 1 » نقل كرده است ؛ كه تا زمان عمر ، مساجد با « حصباء » مفروش نبود « 2 » .
هامش
سيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 80 . سنن ابى داوود ، ج 1 ، ص 174 در چاپى كه شرح عون المعبود را همراه دارد . و ص 125 در چاپى كه به طور مستقلّ و تحت نظر و اشراف محمّد محى الدين چاپ شده است . و در فتوحات الاسلاميه ، ج 2 ، ص 368 . و وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 656 آمده است :
مفروش كردن مسجد با حصباء در زمان عمر بوده است . ولى در سيرة الحلبيّه بعد از نقل اينكه اين عمل در زمان حيات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم و به امر آن حضرت بوده است ، چنين اضافه مىكند كه : اوّلين كسى كه مسجد را با حصير فرش كرد ، عمر بن خطّاب بود ، در حالى كه قبل از آن يعنى در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم با حصباء فرش شده بود .
غزالى در الاحياء مىنويسد : بيشتر كارهاى پسنديدهء اين اعصار ، در عصر صحابه از امور منكر به شمار مىرفته است . از جمله چيزهاى پسنديده در زمان ما ، فرش كردن مساجد با فرشهاى ظريف است ، در حالى كه در گذشته فرش كردن مساجد با حصير بدعت به شمار مىرفت و آنان وجود حايل و مانع بين خود و زمين را نمىپذيرفتند .
( 1 ) - وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 656 .
( 2 ) - سمهودى مىگويد : مقتضاى كلام مورّخان اين است كه فرش كردن مساجد با سنگريزه ، در زمان عمر واقع شده است . يحيى از عبد الحميد بن عبد الرحمن ازهرى روايت مىكند كه او گفته است :
هنگامى كه عمر بن خطّاب ، مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم را تجديد بنا كرد ، چنين گفت : نمىدانيم كه مسجدمان