مىخواندند « 1 » .
و نويسنده با استناد به اين حديث ، اين مطلب را ثابت مىكند آن چيزى از زمين كه سجدهگاه است ، پاككننده نيز هست .
آنچه را كه در بيان مقصود از « مسجد » بيان كرديم به اينكه مقصود از « مسجد » محلّ سجده مىباشد و آن چيزى كه پاككننده است ، همان نيز مسجد است ، با حديث « فأينما أدركت رجلا من امّتى الصلاة فعنده مسجده و عنده طهوره » - كه نقل آن سابقا گذشت - تأييد مىشود ، از اين جهت كه تصريح دارد به اينكه مقصود از « مسجد » در حديث شريف مصلّا نيست تا اينكه مراد اين باشد : در هر مكان و هر زمانى كه خواست و اراده نمود ، نماز بخواند ، بلكه مراد از « مسجد » عبارت است از : محلّ سجده . و بر اين اساس ، معناى حديث مزبور اين خواهد بود كه زمين براى من به عنوان محلّ سجده قرار داده شد ، پس هرگاه انسانى به نماز ايستاد ، آنچه را كه بايد بر آن سجده كند نزد او موجود است ، علاوه اينكه در اين روايت ، نسبت به انتخاب مكان نماز نيز رخصت داده شده است و از روايت چنين استفادهاى هم مىشود .
همچنين آنچه در « شرح عون المعبود » آمده است . مؤيّد همين معناست آنجا كه مىگويد : مسجد يعنى موضع و مكان سجده و سجده بر زمين به يك مكان خاصّى اختصاص ندارد ، البته ممكن است مراد از مسجد به صورت مجازى ، آن مكانى باشد كه جهت اقامهء نماز بنا شده است و اين مجاز ، مجاز تشبيهى است ؛ زيرا هنگامى كه نماز در سراسر زمين جايز باشد ، در آن صورت
هامش
( 1 ) - « قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم لقد اعطيت الليلة خمسا ما أعطاهنّ أحد قبلى : ارسلت إلى النّاس عامّة . . . و جعلت لى الأرض مسجدا و طهورا ، أين ما أدركتنى الصلاة تمسّحت و صلّيت و كان من قبلى يعظمون ذلك ، إنّما كانوا يصلّون فى كنائسهم و بيعهم ، الحديث » .