نيز سجده مىكرد « 1 » .
29 - قيس بن عباد قيسى ، بر لبد حيوان خود نماز مىخواند « 2 » .
30 - اسماعيل بن خالد مىگويد : مرّهء همدانى را ديدم كه بر لبد خويش نماز مىخواند « 3 » .
31 - عمر « سجده » را به « گذاردن پيشانى بر زمين » تعبير مىكرد . و به عبارتى ديگر مىتوان گفت : از ديدگاه عمر ، سجده همان گذاردن پيشانى بر زمين مىباشد « 4 » .
آرا و نظريّات فقها
ابن بطّال مىگويد : هيچگونه اختلافى ميان فقهاى شهرها در مسألهء جواز سجده بر خمره نيست ، مگر آن چيزى كه در مورد عمر بن عبد العزيز روايت شده است كه قدرى خاك به محلّ نماز او مىآورند و او آن خاك را بر روى خمره گذاشته ، و بر آن سجده مىكرده است . و نيز آنچه كه از عروة بن زبير نقل شده است كه وى سجده بر غير زمين را خوش نمىداشت ، البتّه چنين فتوايى از ديگران هم نقل شده است « 5 » .
شافعى در كتاب « الامّ » مىنويسد : اگر انسان پيشانى خود را هنگام سجده بر زمين بگذارد و لباس يا چيز ديگرى ميان زمين و پيشانى او حايل باشد ، چنين
هامش
( 1 ) - المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 1 ، ص 401 : « كان ابن عمر إذا صلّى على شىء يسجد عليه » .
( 2 ) - همان مدرك : « انّ قيس بن عباد قيسى صلّى على لبد دابّته » ، ( « لبد » زيراندازى است از پشم ( نمد ) و چيزى است كه زير زين اسب قرار مىدهند )
( 3 ) - المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 1 ، ص 401 : « رأيت مرّة الهمدانىّ يصلّى على لبده » .
( 4 ) - تراتيب الإداريّه ، ج 2 ، ص 223 : « عمر يكنى عن السجدة به وضع الجبهة على الأرض » .
( 5 ) - شرح الأحوذى بر جامع ترمذى ، ج 1 ، ص 272 و فتح البارى ، ج 1 ، ص 410 .