- چنين آورده است :
شيخ مىگويد : اگر سجده بر گوشهء لباسى كه انسان به تن دارد جايز مىبود ، اين عمل به مراتب آسانتر از خنك كردن سنگريزهها و استفادهء از آنها در سجده است و ديگر خنك كردن آنها لزومى نخواهد داشت « 1 » .
مؤلّف مىگويد : اگر سجده بر لباسى كه انسان به تن دارد يا بر آنچه پوشيدنى نيست مثل : دستمال و فرش كه از پنبه و پشم و حرير و . . . تهيّه شده است ، به طور مطلق جايز مىبود ، در اين صورت هيچ نيازى به سجدهء بر خاك و سنگريز و سنگ گرم شده به وسيلهء خورشيد يا سردشدهء در باران و زمستان نبود ؛ زيرا سجده بر لباس به مراتب آسانتر از سجده بر خاك و سنگ مىباشد .
مالك گفته است : سجده بر طنفسه ، فرشهاى بافته شده از مو ، لباس و پوست ، مكروه است . و پيوسته تكرار مىكرد كه ايستادن ، نشستن و نماز خواندن روى آنها اشكالى ندارد ولى نبايد بر آنها سجده كرد و نبايد كف دستها را بر آنها گذارد . وى نيز در سجده بر « حصباء » و آنچه از روييدنيهاى زمين كه شبيه به آن است ، منعى نمىديد « 2 » .
مالك مىگويد : نبايد بر لباس سجده كرد : مگر در سرما و گرما كه سجده بر لباس جايز است به شرطى كه لباس از پنبه يا كتان باشد .
وى در ادامهء سخن خود مىگويد : شنيدهام كه عمر بن خطاب و عبد اللّه بن عمر ، در سرما و گرما بر لباس سجده مىكردهاند .
او مىنويسد : اشكالى ندارد كه انسان بر روى جل حيوانات ايستاده و نماز بخواند . . . و بر زمين سجده كند و يا اينكه بر روى لباس و حصير و شبيه آن ، از
هامش
بجبهتى إذا سجدت من شدّة الحرّ » .
( 1 ) - سنن الكبرى ، ج 2 ، ص 105 .
( 2 ) - در فتح البارى ، ج 1 ، ص 413 آمده است : مالك گفته است اشكالى نمىبينم در اينكه انسان بر روى آن - يعنى طنفسه و فراء و مسوح - بايستد ، در صورتى كه دستها و پيشانى خود را روى زمين بگذارد .