كه بر روى فرش خويش ايستاده و نماز مىخواند و بر آن سجده مىكند . « 1 »
19 - محمّد بن راشد مىگويد : مكحول را ديدم كه بر عمامهء خود سجده مىكند . به او گفتم : چرا بر آن سجده مىكنى ؟ پاسخ داد : سرما را از چشمانم بر طرف مىسازد . « 2 »
20 - يونس روايت مىكند كه حسن بصرى بر روى طنفسه نماز مىخواند ، در حالى كه پاها و زانوهايش روى آن بود ولى دست و صورتش را روى زمين يا بوريا مىگذارد . « 3 »
هامش
( 1 ) - الطبقات الكبرى ، ج 5 ، ص 395 : « رأيت طاوسا - فى مرضه الّذي مات فيه - يصلّى على فراشه قائما و يسجد عليه » .
( 2 ) - المصنف ، عبد الرزاق ، ج 1 ، ص 400 : « رأيت مكحولا يسجد على عمامته ، فقلت : لم تسجد عليها ؟ فقال : اتّقى البرد على إنسانى » .
در حاشيهء المصنف آمده است : « إنسانى يعنى : چشم من » . و آنچه را كه ابن أبى شيبه در المصنف نقل كرده است دلالت بر همين معنا مىكند ؛ زيرا او اين حديث را به اين لفظ نقل كرده است : « إنّى أخاف على بصرى من برد الحصى و إنسان العين سوادها » .
و در أقرب الموارد چنين آمده است : « الإنسان : . . . المثال يرى فى سواد العين » .
مكحول دمشقى ، عالم و مفتى دمشق بود كه از واثله و أبى امامه روايت مىكند . ابن قتيبه دو نفر را به نام مكحول ذكر كرده است كه يكى از آن دو همين شخص مذكور است و ديگرى ازدى است كه از اين عمر روايت مىكند . بنا بر اين ، چنين بر مىآيد كه مكحول ، دو نفر بوده كه يكى از آن دو از صحابه است كه ابن اثير در اسد الغابه ، ج 4 ، ص 412 و ابن حجر در الإصابة ، ج 3 ، ص 456 از او سخن به ميان آوردهاند . و ديگرى مكحول دمشقى است كه بغض و عداوت نسبت به امير مؤمنان على عليه السّلام داشته است . در كلمات فقها و محدّثين هرگاه مكحول به طور مطلق ذكر شود ، همين شخص مراد است . وى در زمرهء فقهايى همچون طاووس ، مجاهد و عطاء مىباشد . ( در اين زمينه به ميزان الاعتدال ، ج 4 ، ص 177 . قاموس الرجال ، ج 9 ، ص 118 و سفينة البحار ، ج 2 ، ص 472 مراجعه شود )
( 3 ) - المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 1 ، ص 401 : « انّه كان يصلّى على طنفسة ، قدماه و ركبتاه عليها و يداه و وجهه على الأرض او على بورى » .