بر زمين سجده مىكرد » .
3 - عطاء شاگرد ابن عبّاس - به عدم جواز سجده بر « صفا » و لزوم سجده بر « بطحاء » « 1 » فتوا مىداد .
ابن جريج مىگويد : من به عطاء گفتم : بر روى « صفا » نماز مىگزارم در حالى كه اگر بخواهم مىتوانم در آن نزديكى بطحاء هم پيدا كنم . وى گفت : خير ( يعنى : روى صفا نماز نخوان ) سپس به او گفتم : آيا مىتوانم به جاى شن و ماسه كه كلوخ هم دارد بر زمينى كه در آن خاك وجود دارد نماز بخوانم و آن زمين مرا كفايت مىكند در حالى كه اگر بخواهم در آن نزديكى بطحاء هم وجود دارد ؟ وى پاسخ داد : اگر خاك باشد كافى است و مانعى ندارد . « 2 »
همچنين از ابن جريج نقل شده است كه مىگويد : به عطاء گفتم : نظر تو در باب نماز بر روى خمره و وطاء « 3 » چيست و آيا آن را جايز مىدانى ؟ وى جواب
هامش
المصنف ، عبد الرّزاق ، ج 1 ، ص 397 . مجمع الزوائد ، ج 2 ، ص 57 . سيرتنا ، ص 128 به نقل از طبرانى در « الكبير » . تحفة الأحوذى در شرح جامع ترمذى ، ج 1 ، ص 273 .
او ابراهيم بن يزيد بن الأسود ، فقيه كوفى و از تابعين است كه يكى از بزرگان و پيشوايان مشهور نزد علماى عامّه است . ابن سعد در الطبقات خود ، ج 6 ، ص 188 وى را در زمرهء كسانى كه از عبد اللّه بن عمرو عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن عمرو و جابر بن عبد اللّه و نعمان بن بشير و ابو هريره روايت مىكنند ذكر كرده است . او در سال 96 ه . ق . در زمان وليد بن عبد الملك در كوفه مرد ، در حالى كه 49 يا 50 و اندى سال از عمر او مىگذشت . همچنين مىتوان جهت اطلاع بيشتر به ميزان الاعتدال ، ج 1 ، مراجعه نمود .
( 1 ) - بطحاء : شنزار .
( 2 ) - « أفتى عطاء تلميذ الحبر ابن عبّاس بعدم جواز السجود على الصّفا و لزوم السجود على البطحاء . قال ابن جريج : قلت لعطاء : أصلّي على الصّفا و أنا أجد إن شئت بطحاء قريبا منّى ؟ قال : لا . قلت :
أ فتجزى عنّى من البطحاء أرض ليس فيها بطحاء مدراة ، فيها تراب و أنا أجد إن شئت بطحاء قريبا منّى ؟ قال : إن كان التراب فحسبك » ، ( المصنف ، عبد الرزاق ، ج 1 ، ص 391 )
( 3 ) - وطاء : فرش ، زيرانداز .