داد : چنانچه زير دست و صورت نمازگزار نباشد ، مانعى ندارد و اگر چه زير زانوهايش باشد ؛ زيرا سجده بر زمين واقع شده است . « 1 »
و نيز ابن جريج مىگويد : شخصى به عطاء گفت : آيا اجازه مىدهى كه در مكان « جدد » « 2 » نماز بخوانم و پس از سجده ، پيشانى را پاك كنم ؟ وى پاسخ داد : آرى . « 3 »
و نيز از ابن جريج نقل شده كه وى مىگويد : به عطاء گفتم : در مسجدى كه در خانهام هست و با گچ يا مرمر فرش شده است ، نماز مىخوانم در حالى كه در آنجا خاك و بطحاء وجود ندارد .
گفت : آن را نمىپسندم و نزد من خوشايند نيست ، بطحاء نزد من پسنديدهتر و محبوبتر است . سپس به او گفتم : چنانچه فقط به اندازهء صورتم در آنجا بطحاء باشد به گونهاى كه صورت خود را روى آن بگذارم ، آيا اين مقدار مرا كفايت
هامش
( 1 ) - « و عن ابن جريج قال : قلت لعطاء : أ رأيت صلاة الإنسان على الخمرة و الوطاء ؟ قال :
لا بأس بذلك إذا لم يكن تحت وجهه و يديه و إن كان تحت ركبتيه من أجل انّه يسجد على حرّ وجهه » ، ( المصنف ، عبد الرّزاق ، ج 1 ، ص 392 )
( 2 ) - « جدد » : زمين صاف و بدون پستى و بلندى را گويند كه در آن قدرى شن باشد .
( 3 ) - « و عن ابن جريج ، قال : قال انسان لعطاء : أ رأيت إن صلّيت فى مكان جدد ، أفحص عن وجهى التراب ؟ قال : نعم » ، « المصنف ، عبد الرّزاق ، ج 1 ، ص 392 )
عطاء بن ابى رياح از نظر علم ، عمل و تقوا سيّد و سرور تابعين بود . در زمان اقامت خود در مكّه ، از عايشه و ابو هريره و بزرگانى ديگر روايت كرده است . نود سال يا بيشتر ، زيست و حجّت و امام بود ( ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 70 )
وى در سال 114 يا 115 ه . ق . مرد . ( ر . ك : الطبقات ، ج 5 ، ص 344 ) بنى اميه به صورت رسمى به او احترام مىگذاشتند ، تا جايى كه امر كردند تا منادى در بين مردم اعلام كند كه كسى به جز عطاء فتوا ندهد و چنانچه وى حضور نداشت عبد اللّه بن نجيح ، فتوا دهد عطاء ، مردى يك چشم ، پهن بينى ، لنگ ، زمينگير و سياه بود ؛ چنان كه در الطبقات و السفينه ، ج 2 ، ص 205 و قاموس الرجال ، ج 6 ، ص 306 آمده است .