« حقتعالى در خاتمه مؤمنان را به نيكوكارى سفارش كرده مىفرمايد : « وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الُمحْسِنِينَ / منظور از احسان و نيكوكارى دست كشيدن از جنگ و مهربانى با دشمنان دين و نظير آنها نيست ؛ بلكه منظور اين است كه كار را به خوبى انجام دهيد ، هنگام نبرد خوب بجنگيد و موقع دست كشيدن از جنگ نيز به وظيفهء خود عمل نمائيد و در جائى كه لازم است ، سختى و تندى به خرج دهيد و در موردى كه شايسته است نرمى و ملاطفت پيشه كنيد ، جلو ستمگر را گرفتن و با او به نحوى كه سزاوار است رفتار كردن خدمت و احسان به عالم انسانيت و دفاع از حقوق آن است و جانب دين هم كه به اصلاح امور جامعه عنايت تمام دارد نيز رعايت مىشود . چنانچه در مقام مطالبه حقوق ، خوددارى از انواع تعدى و تجاوز و اقدامات ناجوانمردانه احسان ديگرى است « 1 » » .
اسلام در مورد جنگ با كافرِ طاغىِ معاند نيز روش نيكو و پسنديدهاى را انتخاب و برگزيده است :
نهى از پيمان شكنى يا خيانت در پيمانهايى كه با او [ كافر ] بسته شده است .
نهى از مثله در صورتى كه تصميم به قتل او گرفته شده ، به اين صورت كه بينى و گوش و دست و پايش بريده شود .
نهى از زجركش كردن به اين ترتيب كه به جائى بسته شده و به عنوان هدف چندان مورد پرتاب تير قرار گيرد كه بميرد .
نهى از گرسنه كشتن به اين معنى كه او را چندان بدون غذا حبس كنند تا در اثر گرسنگى بميرد .
نهى از تشنه كشتن به اين معنى كه وى را چندان بدون آب حبس كنند تا در اثر تشنگى بميرد .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 2 ، ص 65 ؛ تفسير المنار ، ج 2 ، ص 214 - 215 .