حضرت ) به محمد بن حمزه اسلمى فرمود :
« اگر فلانى را گرفتيد او را در آتش بسوزانيد » . همين كه حركت كردم ، صدايم كرد ، برگشتم . فرمود : « اگر فلانى را گرفتيد او را بكشيد امّا مسوزانيد ؛ زيرا با آتش عذاب نمىدهد مگر آفريدگار آتش « 1 » »
( آن حضرت ) به معاذ فرمود : « اگر خداوند تو را بر فلانى چيره ساخت ، او را به آتش بسوزان » امّا وقتى معاذ حركت كرد ، او را فرا خواند و فرمود : « اگر خدا تو را بر فلانى چيره كرد گردنش را بزن ، زيرا بر كسى روا نيست كه با شكنجهاى كه خاص خداست ، كسى را شكنجه دهد « 2 » . »
( آن حضرت ) فرمود : « به شما فرمان داده بودم كه فلانى و فلانى را به آتش بسوزانيد ، امّا جز خدا كسى به آتش شكنجه نمىدهد ، اگر آنها را يافتيد ، بكشيد « 3 » » .
هر چند اين روايات نخست فرمان حضرت به سوزاندن را در بر دارند ، و در آن [ امر به احراق ] اشكال هست ؛ ولى اشكال ضررى به استدلال ذيل اين احاديث نمىرساند و مىتوان براى آمادگى ذهن بر وجود اشكال به حديث پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله توجه كنيم كه مىفرمايد : « رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از اين كه چيزى ( اندامى ) از حيوان سوزانده شود نهى فرمود « 4 » » .
هامش
( 1 ) . « إن أخذتم فلانا فاحرقوه بالنار . فوليت ، فنادانى فرجعت ؛ فقال : إن أخذتم فلاناً فاقتلوه و لا تحرقوه فانّه لايعذب بالنار الّا رب النار . . . » سنن سعيد بن منصور ، ج 2 ، ص 243 ؛ السنن الكبرى ، ج 9 ، ص 72 .
( 2 ) . « ان امكنك اللَّه من فلان فاحرقه بالنار . فلما مضى معاذ دعاه . فقال له : ان امكنك اللَّه منه ، فاضرب عنقه ؛ فانه ليس لاحد ان يعذب به عذاب اللَّه » سنن سعيد بن منصور ، ج 2 ، ص 243 .
( 3 ) . « انى كنت امرتكم ان تحرقوا فلانا و فلانا بالنار ، و ان النار لا يعذب بها الا اللَّه فان وجدتموهما فاقتلوهما » السنن الكبرى ، ج 9 ، ص 71 ؛ البخارى ، ج 4 ، ص 75 ؛ سنن سعيد بن منصور ، ج 2 ، ص 243 .
( 4 ) . الوسائل ، ج 12 ، ص 220 به نقل از الفقيه ؛ همان كتاب ، ج 8 ، ص 379 ؛ البحار ، ج 64 ، ص 267 ؛ ج 76 ، ص 329 .