در حديث زراره به نقل از امام باقر عليه السّلام چنين آمده است :
. . . گفتم ميان من و مشركان آيا ربا هست ؟ فرمود آرى . گفتم پس بدرستيكه آنان بردهاند فرمود تو مالك آنان نيستى ، همانا تو به همراه ديگران مالك آنان هستى . تو و غير تو در مورد آنها مساوى هستيد و آن چه ميان تو و آنان است از اين قبيل نيست ، ( رابطه برده و مولى ) زيرا ( رابطهء تو با ) بردهات همانند ( رابطهء تو با ) بردهء تو و بردهء ديگران نيست . « 1 »
اين حديث دلالت مىكند بر اين كه اصل در مورد كفار اين است كه آنان بردگانى براى مسلمانان هستند و اين را براى بعد از اسلام بعد از اسارت استصحاب مىكنيم ، با توجه به اين سخن كه در صورتى كه قبل از اسارت مسلمان شوند از حالت بردگى خارج مىشوند ، چنان كه حديث زير كه از امام على عليه السّلام روايت شده اشاره دارد به اين مطلب ، و آن اين است كه مردى از عبدالقيس در جنگ جمل از جاى برخاست و گفت : اى اميرالمؤمنين به عدالت رفتار نكردى كه اموالشان را ميان ما قسمت كردى امّا زن و فرزندانشان را ميان ما تقسيم نكردى ، حضرت فرمود :
اگر دروغ گفته باشى از خدا مىخواهم كه تو را نميراند تا روزگار غلام ثقيف ( حجاج ) را به چشم ببينى بدان كه آن چه در دارالاسلام است ، حرام و آن چه در دارالشرك ، است حلال . اكنون كدام يك از شما مادر خود را [ منظور عائشه امالمومنين است ] در سهم خود بر مىدارد ؟ « 2 » .
هامش
( 1 ) . « . . . قلت فالمشركون بينى و بينهم رباً ؟ قال نعم قلت : فانهم مماليك فقال إنك لست تملكهم انما تملكهم مع غيرك ، أنت و غيرك فيهم سواء فالذى بينك و بينهم ليس من ذلك لأن عبدك ليس مثل عبدك و عبد غيرك » وسائلالشيعه ، ج 12 ، ص 436 .
( 2 ) . جامع احاديث الشيعه ، ج 13 ، ص 105 به نقل از المختلف ، و آن به نقل از ابن ابىعقيل . متن روايت قبلًا در بخش دوم ( احكام اسيران باغى ) از فصل سوم تحت شماره 24 نقل شد .