و نيز روايتى كه مخالفين نقل كردهاند كه اصحاب پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مردى از بنىعقيل را اسير كردند . وقتى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از برابر آن مرد مىگذشت ، مرد به او گفت : « اى محمد چرا مرا گرفتار كردهاند ؟ » و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « به گناه هم پيمانان تو از قبيله ثقيف كه دو نفر از اصحاب مرا اسير كردهاند . » پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از او دور شد . ولى مرد اسير فرياد زد : « اى محمد ! اى محمد ! » پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله پاسخ داد « چه مىگويى ؟ » اسير گفت : « من مسلمانم » حضرت به او فرمود : « اگر اين گفته را در زمان آزاديت مىگفتى كاملًا در رستگارى بودى . » و دستور فرمود او را با دو مرد مبادله كنند . « 1 »
معناى فرمايش پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله اين است كه اگر پيش از اسارت اسلام آورده بودى ، هم خود و هم دارايى خود را حفظ مىكردى . ولى پس از اسارت اسلام آوردهاى از اين رو فقط كيفر از تو ساقط مىشود ، ولى بردگى يا منّت و فديه هنوز در مورد او اعمال خواهد شد . « 2 »
ظاهر كلام فقها كه گفتهاند « قتل از گردن او ساقط مىشود » بدين معنى است كه : كانّه بعد از تمام شدن جنگ اسير شده است . و از اين رو حكم اسارت پس از جنگ در مورد او جارى مىشود . صاحب جواهر گويد اختلافى در اين مسئله نمىيابم كه در اين هنگام پس از اسلام آوردن اسير شده بر او منت نهاده شود .
حتى اشكالى نمىبينم كه اين اسير اولى است از اسيرى كه بعد از جنگ اسير شده
هامش
( 1 ) . « قال أخذت بجريرة خلفائك من ثقيف فقد أسرت رجلين من اصحابى . . . ما شأنك ؟ . . . فقال لو قلتها و انت تملك أمرك لأفلحت كل الفلاح » المغنى ، ج 10 ، ص 396 ؛ التذكرة ، ج 1 ، ص 425 ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 928 .
( 2 ) . ر . ك : المبسوط ، ج 2 ، ص 12 و 20 ؛ المهذب ، ص 100 ؛ فقه القرآن راوندى ، ص 131 ؛ السرائر ، ص 171 ؛ الشرائع ، ص 207 ؛ المختصر النافع ، ص 228 ؛ القواعد ، ص 248 ؛ اللمعه ، ص 274 ؛ التذكرة ، ج 1 ، ص 425 ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 928 ؛ التحرير ، ج 1 ، ص 140 ؛ المختلف ، ج 1 ، ص 332 ؛ الرياض ، ج 1 ، ص 494 .