و مسلمان نمىباشد . ولى سخن بر سر اين است كه آيا استرقاق و فديه گرفتن هم در مورد او جارى هست يا نه « 1 » شيخ [ طوسى ] در مبسوط اين نكته را پذيرفته و پس از بيان مسئله اسارت پس از پايان جنگ مىگويد :
اگر اسيران پس از پايان جنگ اسلام آورند فقط از كشته شدن نجات مىيابند نه از چيز ديگر ، ولى احكام سه گانه ديگر بر آنها جارى مىگردد و ساقط نمىشود . و گفته شده كه در صورت اسلام آوردن اسير ، برده شدن هم از او ساقط مىشود زيرا عقيل پس از اسارت اسلام آورد و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فديه او را پرداخت و او را برده نكرد . « 2 »
ظاهر سخن شيخ دال بر اين است كه اسير به هر دو مورد فوق مقيد مىشود زيرا در قسمت دوّم در مورد كشتن سخنى به ميان نيامده كه با اسلام آوردن او از گردنش ساقط شود .
و اين با حديث شريف تناسب دارد كه مىفرمايد : « خون خود را حفظ كرد و در شمار غنايم درآمد » كه ظاهر سخن اين است كه جزء بردگان مىباشد و اين معنى جمع بين اين روايت و روايتى است كه مخالفان روايت كردهاند دال بر اين كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله اسير را با دو مرد مبادله كرد و بدين بيان از او فديه گرفت .
هامش
( 1 ) . جواهر ، ج 21 ، ص 143 ما گفتيم كه ظاهر كلام فقهاء بر سقوط قتل است نه صريح كلام آنها ؛ بر اين كه اگر فقهاء او را مسلمان حرّ مىدانستند صريحا آن را بيان مىكردند كما اين كه در مسئله مسلمان شدن اسير قبل از اسارت تصريح كردهاند و ديگر اين كه ظاهر كلام آنها كه گفتهاند سقط القتل اين است كه از چهار عام تخييرى قتل ، من ، فديه ، استرقاق فقط قتل ساقط است و آن سه مىماند .
لازم به ذكر است كه كتاب تا اين جا در حضور مبارك والد معظم ( قدسسرهالشريف ) مقابله شد و معظم له اشتباهات را متذكر شده و معناى صحيح عبارات را املاء مىفرمودند و من مىنوشتم و آخرين بار در تاريخ 18 / 6 / 1379 مطابق 9 جمادى الثانى 1421 ه . ق كار مقابله و تصحيح در خدمت ايشان انجام شد و معظم له در تاريخ دوشنبه 21 / 6 / 1379 ه . ش مطابق با 12 / 6 / 1421 ه . ق . به ملكوت اعلى عروج نمودند . محمد احمدى .
( 2 ) . المبسوط ، ج 2 ، ص 20 .