از اين رو در جواهر آمده : « من خلافى در اين مسئله نيافتم » كما اين كه گروهى از علما به اين امر اعتراف دارند و در مغنى از كثير بن سائب روايت شده كه گفت :
فرزندان بنىقريظه ( پيمان شكنان يهود ) به من گفتند كه ما را در مقابل پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به صف كردند ، آن گاه كسى كه در حد احتلام بود ، يا موى شرمگاهش روئيده بود ، كشته مىشد و آن كه چنين نبود ، زنده مىماند . اين خبر را ابن اثرم هم روايت كرده و چون خلاف آن ظاهر نشده ، مورد اجماع است .
28 . اگر اسير اسلام آورد و اسلام آوردنش پيش از اسارت و پيش از دسترسى به وى بوده باشد ، علما به اجماع ، كشتن وى و نيز بردگى و فديه گرفتن او را نيز جايز ندانستهاند ، و فرقى ميان آن كه وى در حال محاصره در قلعهاى ، اسلام آورده باشد يا زندانى براى اعدام شدن باشد يا از ترس نزديك شدن پيروزى مسلمانان خود را در چاهى افكنده باشد و يا اين كه در امنيت كامل به اسلام گرويده باشد ، نيست . « 1 » براى اين كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « فرمان يافتم كه با مردم پيكار كنم تا لا إله الا اللَّه گويند . پس اگر گفتند ، مال و جانشان را از من در امان داشته اند . اين روايت ناظر به تمام گروههايى است كه تاكنون برشمرديم . « 2 »
هامش
( 1 ) . التذكره ، ج 1 ، ص 425 ؛ التحرير ، ج 1 ، ص 140 ؛ الجواهر ، ج 21 ، ص 143 .
( 2 ) . « امرت ان اقاتل الناس حتى يقولوا لا إله الا اللَّه فاذا قالوا عصموا منى دماءهم و اموالهم » . السنن الكبرى ، ج 9 ، ص 49 ؛ ج 7 ، ص 3 - 4 ؛ كنزالعمال ، ج 1 ، ص 77 ، 79 ؛ سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 218 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1295 ؛ صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 53 ؛ الاموال ابى عبيد ، ج 27 ، ص 28 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 345 و 439 و 475 و 482 و 502 و 528 ؛ ج 4 ، ص 8 - 9 ؛ ج 3 ، ص 384 ؛ البخارى ، ج 1 ، ص 120 و 190 ؛ النسايى ج 7 ، ص 75 - 81 ؛ سننالترمذى ، ج 5 ، ص 3 - 4 ؛ البحار ، ج 68 ، ص 282 و 291 و 343 ؛ تهذيب تاريخ ابن عساكر ، ج 6 ، ص 171 ؛ يعقوبى ، ج 2 ، ص 102 ؛ المعجم الصغير طبرانى ، ج 3 ، ص 11 ؛ مصنف ابن ابى شيبه ، ج 13 ، ص 374 و 377 و 379 ؛ ترتيب مسند الشافعى ، ج 1 ، ص 13 ؛ مصادر و منابع ديگر .