تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
26 . اگر باغيان اسيران مسلمان را بكشند ، كشتن اسيران اهل بغى اگر گروه و پناهگاهى نداشته باشند ، براى مسلمانان جايز نيست . 27 . اگر از كفار نوجوانى اسير شود و بلوغش معلوم نباشد كه اگر بالغ بود كشته شود و اگر بالغ نبود به بردگى گرفته شده يا از وى فديه ستانده شود ، در اين صورت شرمگاهش را باز مىكنند و رستنگاهش را نگاه مىكنند . در صورتى كه مو روئيده باشد ، حكم به بلوغش مىشود و اگر نروئيده باشد ، در حكم كودك است . و اين را شافعى بر خلاف قول ابو حنيفه « 1 » گفته است . شيخ [ طوسى ] در المبسوط گويد : امّا اگر بلوغ كسى مبهم باشد . چنان چه موى زبر در اطراف دستگاه تناسلى او روئيده باشد به بلوغش حكم مىشود . و اگر موى زبر نروئيده باشد ، حكم كودك را دارد ؛ براى اين كه سعد بن معاذ ، اين حكم را در مورد بنىقريظه داورى نمود و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نيز آن را امضاء كرد . « 2 » نگارنده مىگويد : در اين مسئله بين علماى ما اختلافى نيست ، به خاطر روايتى كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده است ، و آن روايت اين است كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در آن روز دستور داد در مورد اسيران نوجوان به رستنگاهشان نگاه كنند ، و كسانى را كه موى رستنگاهشان روئيده بود ، كشت و آنان را كه مويشان نروئيده بود ، به فرزندان و كودكان ملحق ساخت . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : التذكره ، ج 1 ، ص 412 و 422 ؛ التحرير ، ج 1 ، ص 140 ؛ اللمعه ، ص 274 ؛ القواعد ، ص 249 ؛ الجامع للشرائع ، ص 236 ؛ المختصر النافع ، ص 228 ؛ الشرائع ، ص 207 ؛ الوسيلة ، ص 194 ؛ الجواهر ، ج 21 ، ص 121 . ( 2 ) . المبسوط ، ج 2 ، ص 20 ؛ شبيه به آن در المنتهى ، ج 2 ، ص 926 آمده است ؛ جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 148 به نقل از عوالى اللئالى ؛ سنن الدارمى ، ج 1 ، ص 223 ؛ الجواهر ، ج 21 ، ص 121 . ( 3 ) . جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 148 به نقل از التهذيب و قرب الاسناد ؛ عوالى اللئالى ؛ السنن الكبرى ، ج 9 ، ص 63 با سندهاى متعدد ؛ التذكره ، ج 1 ، ص 423 ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 927 ؛ كنزالعمال ، ج 4 ، ص 546 و 583 ؛ در نسخه‌اى ديگر ، ص 271 و 306 ؛ الجواهر ، ج 21 ، ص 121 ؛ المغنى ، ج 10 ، ص 531 . وى مىگويد اين روايت را اثرم و ترمذى نقل كرده‌اند و اضافه نموده كه اين حديث صحيح است ؛ نصب الراية ، ج 2 ، ص 401 ؛ البداية و النهايه ، ج 4 ، ص 125 ؛ سنن ابوسعيد ، ج 2 ، ص 342 - 343 ؛ الاموال ابوعبيد ، ص 192 .