پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله عرض كرد : اى پيامبر پسر عموهاى من درخواست كردند بر من وارد شوند تا از آنها پذيرايى كرده و سرشان را روغن زده ، وضعشان را مرتب سازم . دوست ندارم چيزى از اينها را انجام دهم مگر اين كه قبلا با تو مشورت كنم . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « من چيزى را ناخوش نمىدارم ؛ هر چه دوست داشتى انجام ده « 1 » » .
7 . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بلال را به خاطر آن كه زن اسيرى را از كنار اجساد عزيزان خود عبور داده و موجب تاثر و گريه آن زن شد ، نهى و نكوهش مىكند و مىفرمايد : « اى بلال مگر رحمت و دلسوزى از دل تو رخت بر بسته است ؟ » و اينك خود روايت :
ابن اسحاق گويد : هنگامى كه قموص ، ( قلعه ابىالحقيق ) فتح شد . صفيه دختر حىبن اخطب و زن ديگرى به اسارت نزد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آورده شدند . بلال آن دو زن را از ميدان جنگ و از كنار كشتههاى يهود عبور داد . آن زن كه صفيه با او بود همين كه اجساد خويشان خود را ديد ، صيحه زد و صورت خراشيد و خاك بر سر خود فرو پاشيد . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله چون او را به اين حالت ديد ، به حالت سرزنش به بلال فرمود : « اى بلال مگر رحمت و دلسوزى از دل تو رخت بربسته كه اين دو زن را از جلو اجساد مردانشان عبور مىدهى « 2 » » . بلال پاسخ داد اى پيامبر گمان نمىكردم كه اين كار را خوش نخواهى داشت . از آن گذشته ، دوست داشتم زنان قتلگاه را ببينند » .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابنابىالحديد ، ج 14 ، ص 188 - 189 . « لست اكره شيئاً من ذلك فافعلى من هذا ما بدا لك » .
( 2 ) . « انزعت منك الرحمة يا بلال ؟ جئت بأمراتين على قتلى رجالهما » البحار ، ج 21 ، ص 5 ؛ الكامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 221 ؛ الطبرى ، ج 3 ، ص 14 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 673 ؛ سيره ابن هشام ، ج 3 ، ص 351 ؛ الطبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 112 ؛ شرح زرقانى بر المواهب اللدنيّة ، ج 2 ، ص 233 ؛ الروض الانف ، ج 4 ، ص 43 ؛ السيرةالحلبية ، ج 3 ، ص 43 ؛ البداية والنهاية ، ج 5 ، ص 197 .