تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
احسان كند » پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله پرسيد : « سرپرست تو كه بود ؟ » عرض كرد : « عدى بن حاتم » پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « همان كه از خداوند و رسولش گريخت ؟ » در همين هنگام هيأتى از قبيله قضاعه كه از شام مىآمد ، وارد مدينه شد . او گويد : پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به من خلعتى داد و هزينه سفرم را پرداخت و مركبى در اختيارم نهاد و من همراه گروه قبيله قضاعه از مدينه خارج شدم . « 1 » آن چه از اين روايات بر مىآيد اين است كه اسلام راضى نيست به كرامت هيچ انسانى اهانت شود و يا اين كه او ناراحت و دچار تشويق درونى گردد . هدف و غايت از اسارت در اسلام چيزى نيست مگر براى همان هدف كه جنگ در اسلام دارد . بىترديد ، خداوند ظلم و ستم براى بندگان خود و بدبختى و شقاوت آنها را در دو جهان نمىخواهد . و اين انسان نادان است كه به نفس خود ستم روا مىدارد و كرامت خويش را تباه مىسازد و اگر مىخواهى صحت آن چه را كه مىگوئيم بدانى ، به اين نكته توجه كنى : و . سهيل بن عمرو در حين انتقال از بدر به مدينه بين « سقياء » و « ملل » از اسارت گريخت . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و مسلمانان در پى او برآمدند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « هر كس او را بيابد بكشد » . امّا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله او را يافت و نكشت بلكه امر فرمود كه دستش را حمايل گردنش بسته به مدينه آوردند . « 2 » ز . خالد بن هشام و امية بن ابىحذيفه وارد خانه ام‌سلمه شدند . . . ام سلمه به
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص 142 - 143 ؛ اسدالغابة ، ج 5 ، ص 475 ؛ الاصابه ، ج 4 ، ص 429 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 334 - 335 ؛ الطبرى : ج 3 ، ص 112 - 113 ؛ البداية و النهاية : ج 5 ، ص 64 ؛ الطبقات الكبرى ؛ بخش دوم از ج 1 ، ص 60 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ابن‌ابىالحديد ، ج 14 ، ص 186 و 188 .