« قتل او حلال است » آمده است .
حكم به حلال بودن قتل اسير شايد به خاطر حفظ نظام از خطرات ترسناك ناشى از پيوستن اسير به دشمن و بالتبع ، تقويت روحى آنان باشد ، يا اين كه به آنها در جنگشان با مسلمين عملًا يارى برساند ، يا اين كه نقطه ضعفها و قوتها و اسرار جنگى مسلمانها را فاش سازد . از اين رو ، در اين وقت اگر قرار باشد ميان كشتن اسير كافر يا بندهء كافر در دارالحرب و تحمل خطرات احتمالى فوق گزينشى صورت گيرد ، عقل از باب اهم و مهم حكم مىكند كه احتياط در حفظ نظام مراعات گردد ، چنان كه شرع مراعات احتياط لازم دانسته و مىفرمايد :
« خُذُوا حِذْرَكُمْ / ولى وسائل دفاعى مانند زره و كلاه خود را با خود برداريد » . « 1 »
در جواهر نيز آمده كه اگر اسير پيش از پايان جنگ به اسارت گرفته شود ، كشتن او واجب است و اگر پس از آن باشد ، جايز نيست . مگر آن كه ترس از بازگشت او به لشگر كفر و تقويت آن در ميان باشد . « 2 »
10 . اگر اسير از اطاعت اسير گيرنده امتناع كند و يا از راه رفتن خوددارى نموده ، يا در راه رفتن سستى كند و ترس از پيوستن او به دشمن باشد ، يا ترس از فرار او باشد ، مىتواند به زور او را وادار به راه رفتن بكند ، اگر چه با ضرب و جرح وى باشد .
اگر اسير گرفتن پيش از پايان جنگ باشد ، قتل وى به دلائلى كه قبلًا گذشت اشكال ندارد . و اگر پس از پايان جنگ باشد ، كشتن وى جايز نيست مگر آن كه ترس از فرار او در ميان باشد يا بيم آن باشد كه به دشمن بپيوندد ، كه در اين صورت چنان كه پيشتر هم گفته شد كشتن او جايز است . « 3 »
هامش
( 1 ) . نساء / 102 .
( 2 ) . ر . ك : جواهرالكلام ، ج 21 ، ص 128 - 129 .
( 3 ) . المغنى ، ج 10 ، ص 399 . پيشتر گفته شد كه سهيل فرار كرد ولى وقتى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله او را دستگير كرد ، او را نكشت بلكه او را بخشيد .