پيامبر مىبخشيم . حضرت فرمود : « خداوندا گواه باش اينان حقشان را به من بخشيدند و من نيز پذيرفتم و آزاد كردم » . در اين جا عمر گفت على بن ابىطالب پيشدستى كرد و تصميمى را كه در مورد عجمها گرفته بودم نقض كرد . در روايات ديگر آمده كه على عليه السّلام عمر را از فروختن دختران يزدگرد ، پادشاه ساسانى منع كرد و در تعليل اين نهى فرمود : « شاهزادهها قابل فروش در بازار نيستند » . سپس آنها را در ازدواج با كسى كه خودشان انتخاب كنند ، مخير كرد « 1 » و فرمود : « رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چنان بود كه اگر كريمهء قومى نزد پيامبر مىآمد و به سن ازدواج رسيد بود و سرپرستى نداشت ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله دستور مىداد از وى بپرسند كه حاضرى شوهر داشته باشى ؟ اگر زن حيا كرده و ساكت مىماند ، سكوت او را علامت پذيرش مىدانست و فرمان به ازدواج او مىداد و اگر نه ، او را مجبور بر خلاف گزينش خود نمىكرد . « 2 »
در روايت ديگر آمده كه حضرت به عمر فرمود : « با شاهزادگان چون دختران عادى رفتار نمىشود » . عمر گفت : پس چگونه و به چه طريقى بايد با آنها رفتار كرد ؟ حضرت فرمود : « نخست ارزيابى و قيمت گذارى مىشوند و بهايشان هر چه باشد از كسى گرفته مىشود كه آنان را انتخاب مىكند . پس ارزيابى شدند و
هامش
( 1 ) . « ان بنات الملوك لايبعن فى الاسواق . . . ثم خيرهن فى التزويج به من شئن » تاريخ الائمة محقق شيخمحمدتقى شوشترى ، ص 47 ، 48 ؛ در سيرهء حلبيه ، ج 2 ، ص 49 آمده است : قال : « مهلا يا اميرالمؤمنين فانى سمعت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله قال : ارحموا عزيز قوم ذل و غنى قوم افتقر . فسكن غضبه . / عزيز قومى را كه به خوارى افتاده و به ثروتمند قومى كه مستمند گشته رحمت آريد . پس خشم عمر فرو نشست . »
( 2 ) . « انّ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اذا أتته كريمة قوم لاولّى لها و قد خطبت يأمر أن يقال لها : أنت راضية بالبعل فان استحيت و سكتت جعل اذنها صماتها و أمر بتزويجها و ان قالت : لا لم يكرهها على ما تختاره » . البحار ، ج 46 ، ص 16 به نقل از دلائل الامامه ، ص 81 و ر . ك : اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 629 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 43 ؛ جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 179 .