تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
6 . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به اكرام كريم هر قومى امر فرموده است كما اين كه در نصوص آمده است : « اگر بزرگ قومى نزدتان آمد او را گرامى داريد هر چند مخالفتان باشد » . و « مورد احترام هر قومى را گرامى داريد « 1 » » . وقتى ايرانيان را به عنوان اسير نزد عمربن خطاب آوردند ، عمر در صدد برآمد كه از آنان براى حمل حجاج سالخورده و طواف دادن آنان استفاده كند . اميرالمؤمنين عليه السّلام او را از انجام اين كار منع فرمود . اينك خود روايت : هنگامى كه اسيران ايرانى را به مدينه آوردند ، عمر در صدد برآمد كه زنان را بفروشد و مردان را بندهء اعراب سازد و عزم كرد كه از آنان براى حمل بيماران و سالخوردگان و ضعفا هنگام طواف دور كعبه استفاده كند [ يعنى حجاج را كول گرفته و طواف دهند ] . امام على عليه السّلام فرمود : پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است : « بزرگ هر قومى را گرامى داريد اگر چه با شما مخالف باشد و اينان ( يعنى اسيران ايرانى ) افرادى دانشمند و بزرگوارند . حال كه تسليم ما شده‌اند و تمايل به اسلام دارند ، من حق خود و حق بنى هاشم را نسبت به آنان براى رضاى خدا آزاد كردم « 2 » » . مهاجرين و انصار نيز گفتند ما هم حق خود را از اين اسيران به تو اى برادر
هامش
( 1 ) . « اذا اتاكم كريم قوم فاكرموه و ان خالفكم » ، « اكرمواكريم كل قوم » جامع‌الاحاديث ، ج 13 ، ص 180 ؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 15 ؛ اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 629 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 43 ؛ الفردوس ، ج 1 ، ص 339 ؛ مراسيل ابى داود ، ص 347 ؛ طبرانى در حاشيه الكبير ، ص 2358 و 2266 ؛ ابوالشيخ در اخلاق النبى ، ص 142 ؛ خطيب بغدادى در تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 188 ؛ ج 7 ، ص 94 ؛ ابونعيم در الحلية ، ص 205 - 206 ؛ السنن الكبرى ج 8 ، ص 168 ؛ ابن ماجه ، ص 3712 ؛ قضاعى در الشهاب ، ص 761 ؛ الحاكم ، ج 4 ، ص 291 ؛ مسندالشهاب ، ج 1 ، ص 444 - 445 و در حاشيه آن از مصادر فراوانى نقل كرده است ، ج 2 ، ص 366 . ( 2 ) . « اكرموا كريم قوم و ان خالفوكم و هولاء الفرس حكماء كرماء فقد القوا الينا السلام و رغبوا فى الاسلام فقد اعتقت منهم لوجه اللَّه حقى و حق بنى هاشم . . . الّلهم فاشهد انهم قد وهبوا و قبلت و اعتقت . . . » مناقب ، ج 4 ، ص 48 ؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 330 به نقل از آن ، ج 46 ، ص 15 به نقل از دلائل الامامه طبرى ، ص 86 ؛ جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 180 .