آنها در وجوب است و همچنين فتواى فقها به وجوب ، دال بر اين است كه آنها نيز از ادله ، وجوب احسان به اسير را فهميدهاند . در اين صورت ، عدم احترام كافر و بلكه وجوب قتلش ، با عدم جواز شكنجه وى با گرسنگى و تشنگى . . . منافات ندارد ؛ چنان كه مثله كردن ، سوزاندن و زجركش كردن او نيز جايز نيست . و شمول روايت ابى بصير به تفسير آيه دليل نمىشود بر اين كه اخبار ديگر را عمل نكنيم ، با اين كه روايت در تفسير آيه وارد شده باشد ، قرينهاى بر استحباب هم نيست ، زيرا منافاتى نيست ميان اين كه اطعام اسير در حد ايثار بر مسلمانان مستحب ، و بر ولى امر مسلمين واجب است . يا اين كه خداوند انسانى را به خاطر عمل به وظيفه واجب خود با توجه به احتياج شديدى كه خودش دارد مدح مىكند ، و به عبارت ديگر خداوند ايثار كردن را مدح مىكند كه علىرغم احتياج خويش ، خود نمىخوردند و به اسير مىدادند .
چنان كه شهداء را نيز مدح مىكند با اين كه آنان به ميدان جنگ نيامدند مگر براى اداى وظيفه واجب خود ، يا اين كه خداوند آنها را به خاطر شدت اخلاصشان مدح مىكند .
خداوند اهل بيت پيامبرش را بدين خاطر مدح كرده « 1 » ، كه غذاى خويش را به مسكين ، يتيم و اسير مىدهند ، در صورتى كه خود بيش از آنها بدان نياز دارند و مىگويند : « إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً / ما شما را به خاطر
هامش
( 1 ) . نزول سوره مباركه در مورد اهل بيت عليه السّلام مىباشد كه هر دو فرقه ( شيعه و سنى ) در مورد آنهااتفاق نظر دارند . ر . ك : دائرة المعارف فريد وجدى ، ج 6 ، ص 279 ؛ الجامع لأحكام القرآن ، ج 19 ، ص 131 ؛ تفسير أنوار التنزيل ؛ الكشاف ، ج 4 ، ص 676 ؛ التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 244 ؛ مجمع البيان ، ج 10 ، ص 404 ؛ التبيان ، ج 10 ، ص 211 ؛ نورالثقلين ، ج 5 ، ص 469 ، 476 ؛ البرهان ، ج 4 ، ص 411 ؛ الدرالمنثور ، ج 6 ، ص 299 ؛ غايةالمرام به نقل از الخوارزمى فى فضائل اميرالمؤمنين عليه السّلام ؛ تفسير جواهر الحسان ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ؛ تفسير قمى ؛ الاختصاص مفيد ؛ ابن بابويه ؛ ابن ماهيار ؛ شواهدالتنزيل ، ج 2 ، ص 199 ، 310 ؛ الميزان ، ج 20 ، ص 222 ؛ البحار ، ج 35 ، ص 237 و 257 .