نويسنده گويد : خلاصه اقوال بدين شرح است :
اول : جواز مطلق غنيمت گرفتن اموالى كه در اردوگاه است ، اعم از سلاح و چارپا و اثاث .
دوم : جايز نبودن غنيمت گرفتن اموال باغيان بطور مطلق مگر هنگام ضرورت و نياز به اسلحه و چارپا .
سوم : تفصيل قائل شدن بين كسانى كه به سوى گروهى بگريزند ؛ در اين صورت مصادرهء آنچه كه در اردوگاه هست جايز است . و كسانى كه به سوى تشكيلاتى نگريزند . در اين صورت ، غنيمت گرفتن اموال آنها مطلقا جايز نيست ؛ چنان كه در جايى از مبسوط و تذكره آمده است .
چهارم : آنچه كه كلام بعضى از فقهاء بدان اشعار دارد به اين كه بايد ميان جنگافزار و مركبى كه به وسيله آن مىتوان جنگيد و وسائل ديگرى كه نمىتوان با آن جنگيد ، تفكيك قائل شد .
در ناصريات ادعاى اجماع بر عدم جواز غنيمت گرفتن اموال بطور مطلق شده و در سرائر نيز ادعاى اجماع شيعه و بلكه اجماع همهء مسلمانان بر آن ( عدم جواز ) گرديده است . و تذكره اين قول ( عدم جواز ) را به همهء علما نسبت داده است . در خلاف ادعاى اجماع بر جواز غنيمت گرفتن اموال ( آن چه كه در اردوگاه است ) آمده است . محقق نيز در شرايعادعا كرده كه سيره اميرالمؤمنين على عليه السّلام هم همين است . و در ناصريات ، مبسوط ، منتهى ، تذكره و دروس آمده : سيره آن حضرت بر عدم جواز غنيمت گرفتن بوده است . براى روشن شدن واقع مطلب ناگزير بايد به منابع تاريخى و روائى درباره اين مسئله رجوع كرد .
ظاهر مطلق همه نصوص دلالت دارند بر اين كه اميرالمؤمنين على عليه السّلام در جنگ بغاة بر آنها منت گذاشت ، كما اين كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با اين عمل كه مطلقا در اموال آنها تصرف نكرده بر اهل مكه منت نهاد ، كمااين كه در
الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: علي الأحمدي الميانجي
ص٢٦١