محقق [ حلى ] در شرايع به سيره على عليه السّلام براى اثبات خلاف آنچه كه سيد [ مرتضى ] و شيخ [ طوسى ] و ابن ادريس [ حلى ] و شهيد [ اول ] رحمة اللَّه عليهم استدلال كردهاند ، استدلال كرده است . شيخ طوسى در كتاب خلاف بر جواز برگرفتن آن چه كه در لشكرگاه باغى برجاى مانده ، ادعاى اجماع نموده است .
محقق [ حلى ] نيز در شرايع ادعا كرده كه سيره على عليه السّلام هم همين بوده است . ابو يوسف گويد : وى [ يعنى على عليه السّلام ] پس از جنگيدن با اهل بغى و پيروز شدنش بر آنها ، متعرض چيزى از اموال ، مواريث ، زنان و كودكانشان نشد و اسيرى از آنها را نكشت و مجروحى را از پاى در نياورد و فرارىشان را تعقيب نكرد .
امّا در مورد جنگافزار و آن چه كه با استفاده از آن به سويش آمده بودند در بين علماى ما اختلاف نظر هست . گروهى گفتهاند آن حضرت پس از گرفتن خمس اموال ، فىء را كه در لشگرگاه بوده ، تقسيم كرد . امّا گروهى گفتهاند كه اموالشان را به عنوان ميراث بين آنها ، به اهلش برگرداند . ولى آن چه كه با آنان در اردوگاه نبود ، از قبيل اموال و خانهها و كشتزارها به صاحبشان واگذاشت و متعرضشان نشد . از جمله اموالى كه حضرت على عليه السّلام ترك كرد ، نشاستج « 1 » كوفه از آن طلحه ، اموال طلحه و زبير در مدينه ، و مزارع و خانهها و اموال اهل بصره مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . نشاستج كه معرب نشاسته است نام محلى در كوفه مىباشد كه در آن زمان داراى درآمد بسيار و پرفايدهبوده است .
( 2 ) . الخراج ، ص 232 .