امّا فديه دادن براى آزادى اسير [ اسير به اسير ] مبتنى بر عمل رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مىباشد ، كه ايشان اسير مشركى را فديه داد و اسير مسلمان را تحويل گرفت . و همچنين مبتنى بر رواياتى است كه در مورد مبادله اسيران از على عليه السّلام نقل شده است .
بلاذرى گويد :
معاويه به على عليه السّلام نوشت كه در دست شما مردانى هستند كه آنها را معقل بن قيس در ناحيه وادى القرى اسير گرفته است آنها از نيروهاى يزيد بن شجره بودند . مردانى از شيعيان شما نيز در اختيار ماست كه آنها را اسير گرفتهايم . اگر مايل باشى كه ما آن چه را كه داريم آزاد مىكنيم و شما آن چه را كه داريد آزاد سازيد . على عليه السّلام نفراتى را كه معقل بن قيس از اصحاب ابن شجره رهاوى اسير گرفته بود و زندانى بودند ، آزاد كرد و به وسيله سعد پيشكار خود ، نزد معاويه فرستاد و معاويه هم هفت نفرى را كه در داراة به اسارت گرفته شده بودند آزاد كرد . « 1 »
اين حكم مبادله اسير با اسير بود ولى فديه گرفتن با مال جايز نيست ، چه آن كه ابن اعثم از على عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : « اسير اهل قبله قابل فديه گرفتن نيست « 2 » » .
8 . اگر باغيان اسيران اهل عدل را بكشند ، براى اهل عدل جايز نيست كه اسيران اهل بغى را در صورتى كه آنها دسته و گروهى نداشته باشند ، بكشند ؛ زيرا
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 469 و 470 .
( 2 ) . الفتوح ، ج 3 ، ص 191 . « اسير اهل القبلة لا يفادى » .