به هر حال براى على عليه السّلام اين اختيار وجود داشت كه با باغيان چنين كند امّا ايشان عفو و منت نهادن را اختيار كردند . بنابراين هيچ كس نبايد از اين سنت تجاوز كند و با سنتى كه حضرتش در مورد باغى بنا گذارده است ، مخالفت كند تا زمانى كه حضرت قائم عليه السّلام ظهور كند و آن چه را كه او در اين زمينه مىخواهد انجام دهد . ابن قدامه در المغنى روايت كرده كه على عليه السّلام ديهء تعدادى از فراريان لشكر مخالف را كه كشته شده بودند ، از بيت المال مسلمين ، پرداخت كرد . « 1 »
دوم ) در صورتى كه با امام به جنگ برخيزند و شكست خورده و به سوى دستهاى بگريزند ( چنان كه در صفين هنگامى كه فراريان به سوى معاويه گريختند ) گروهى معتقدند دنبال نمىشوند و اسير و زخمى آنها نيز كشته نمىشوند ، چنان كه در گذشته از حنبلىها و شافعىها چنين عقيدهاى نقل شد .
ممكن است در مورد فتواى حنابله و شافعىها به روايات ابن مسعود « 2 » و ابو امامه « 3 » بتوان استدلال كرد ، زيرا كه حكايت شده است كه در جنگ صفين زخمىها و فرارىها كشته نمىشدند . و نيز حديث ابو فاخته كه گويد :
على عليهالسّلام از كشتن اسيرى كه به نزدش آورده بودند ، خوددارى كرد ، و به او فرمود : « تو را با صبر و حوصله نمىكشم زيرا از خداى جهانيان مىترسم « 4 » » . و همچنين روايت عبداللَّه ابن ميمون « 5 » و ابو حمزه كه در آن آمده است « به خداوند
هامش
( 1 ) . المغنى ، ج 10 ، ص 60 .
( 2 ) . اين حديث در صفحه 205 كتاب آمده است و ابن قدامه هم به آن استدلال كرده است ر . ك : المغنى ، ج 10 ، ص 60 .
( 3 ) . حديث چهارم كه ابن قدامه هم به آن استدلال كرده است ر . ك : المغنى ، ج 10 ، ص 60 .
( 4 ) . حديث پنجم ، نهم و سىام .
( 5 ) . حديث نهم .