سوگند كه على عليه السّلام در مورد آنها ( اهل قبله منظور سپاه بصره و صفين مىباشد ) به روش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در روز فتح [ مكه ] رفتار نمود « 1 » . و نيز روايت شعبى كه مىگويد : على عليه السّلام در روز صفين تعدادى را اسير كرد ولى آنها را رها نمود .
على عليه السّلام هرگاه اسيرى از اهل شام مىگرفت او را رها مىكرد ، مگر اين كه اسير يكى از يارانش را كشته باشد . . . آن حضرت زخمىها و فراريان را نمىكشت « 2 » و نيز مىتوان به حديثى كه اشتر اصبغ را به اسارت گرفت و رهايش ساخت ، استدلال كرد . « 3 » حديث حفص بن غياث ، كه در آن آمده است :
« امّا شمشير در نيام شده ، شمشيرى است بر ضد اهل بغى و تاويل » نيز از همين سياق است . . . .
روش آن حضرت ، در قبال آنان چون روش حضرت رسول صلّىاللَّه عليه و آله در قبال اهل مكه بوده است « 4 » . همچنين روايت مروان كه گويد : آن كه اول بار پيكار با باغيان اهل قبله را آغاز كرد و سنت نمود ، على عليه السّلام بود كه فرمانداد اسيران و زخمىها كشته نشوند و فراريان دنبال نگردند . « 5 »
و نيز آن چه كه روايت شده كه منادى على عليه السّلام هر روز صدا مىزد :
« اى مردم مجروحان را نكشيد و فرارى را دنبال نكنيد و كشتهها را برهنه نسازيد و هر كس اسلحهاش را زمين گذارد در امان است « 6 » » .
و چون جنگهاى جمل و نهروان هر كدام تنها يك روز طول كشيدند ، پس اين كه منادى هر روز صدا مىزد ، در جنگ صفين بوده است .
هامش
( 1 ) . حديث چهاردهم .
( 2 ) . حديث بيستم .
( 3 ) . حديث بيست و يكم .
( 4 ) . حديث بيست و ششم .
( 5 ) . حديث سى و سوم .
( 6 ) . حديث سى و چهارم .