آزادى بى قيد و شرط ، فديه گرفتن يا برده كردن آنها .
سوم : مردان بت پرست و غير آنها كه جزيه نمىپذيرند و امام در مورد آنها مخير است بين سه چيز : كشتن ، منت نهادن و فديه گرفتن . برده كردن اين دسته و استفاده از كار آنها جايز نيست . از احمد بن حنبل نقل شده كه برده گرفتن اينها جايز است . شافعى نيز چنين معتقد است و آن چه را كه درباره اهل كتاب گفتيم اوزاعى و شافعى و ابو ثور نيز گفتهاند . از مالك نيز مانند مذهب و روش ما حنابله نقل شده است . از مالك نقل شده كه وى منت نهادن بر اين گونه اسيران را بدون عوض جايز نمىداند . زيرا مصلحت و فايدهاى بر آن مترتب نيست . از حسن و عطا و سعيد بن جبير روايت شده است كه كشتن اسيران اين دسته مكروه است و اگر بر آنان منت نهاده شود يا از آنان فديه گرفته شود آن چنان كه در مورد اسيران بدر رفتار شد بهتر است براى اينكه خداوند متعال مىفرمايد : « فَشُدُّوا الوَثاقَ فَإِمَّا مَنّاً بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً / در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد سپس يا بر آنها منّت گذاشته و ( آزادشان كنيد ) يا در برابر آزادى از آنان فديه بگيريد . » بنابراين ، پس از اسارت امام در ميان اين دو امر مخير شده است نه چيز ديگر .
اصحاب رأى گفتهاند : امام اگر بخواهد مىتواند اسيران را گردن بزند يا آنها را برده كند و در مورد مشركان غير از اين دو راهى نيست و منت نهادن و فديه گرفتن جايز نيست ، براى اين كه خداوند متعال مىفرمايد : أُقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ بعد از آن كه فرموده بود فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً و عمر بن عبدالعزيز و عياض بن عقبه اسيران را مىكشتند . « 1 »
هامش
( 1 ) . المغنى ، ج 10 ، ص 393 - 394 براى اطلاع از نظرات آنان ر . ك : الجامع لأحكام القرآن ، ج 16 ، ص 227 و 229 ؛ تفسير روح المعانى ، ج 26 ، ص 40 ؛ الكشاف ، ج 4 ، ص 316 ؛ مجمع البيان ، ج 5 ، ص 97 ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 927 ؛ احكام القرآن جصاص ، ج 5 ، ص 270 - 271 .