درهم بكوبيد ، و در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد ، سپس يا بر آنان منت گذارده ( و آزادشان كنيد ) يا در برابر آزادى از آنان فديه [ غرامت ] بگيريد ، ( و اين وضع بايد همچنان ادامه يابد ) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد . « 1 »
استدلال ابن عقيل در مورد اين آيه نشان مىدهد كه مقصود ، پس از پايان جنگ است نه پيش از آن . شايد هم مقصود علامه از عدم تفصيلى كه به ابن عقيل نسبت داده است ، همان عدم تفصيل بين اهل كتاب و غير اهل كتاب از كفار باشد .
به هر حال اينها مجموع اقوال امّاميه است و اقوال غير مشهور در اين زمينه موافق آراء عامه است . از ميان اقوال عامه در اين مورد به اقوالى بسنده مىكنيم كه توسط ابن قدامه در المغنى آمده است :
اگر امام اسير گيرد ، مخير است كه اگر بخواهد آنان را بكشد ، يا بر آنان منّت نهاده و بدون عوض آزادشان كند ، يا در قبال اخذ مال از آنها ، آزادشان كند ، يا در قبال جايگزين انسان آزاد كند و اگر بخواهد ، آنان را برده نمايد . كوتاه آن كه هر چه را كه خير و صلاح مسلمين و استيصال دشمنان در آن نهفته است ، انجام دهد . و خلاصه آن كه اسراى جنگ بر سه گونهاند : گروه نخست زنان و كودكانند كه قتل آنان جايز نيست و بهمحض گرفتارى ، برده مسلمين مىشوند ؛ زيرا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله كشتن زنان و كودكان را نهى فرموده است و علماء اجماعا بر اين امر متفقند ، و آن حضرت اگر از اين گروه اسير مىگرفت آنها را برده مىكرد .
دوم : مردان اهل كتاب و مجوس كه پذيراى جزيهاند و امام در مورد آنها مخير به انجام يكى از چهار گزينه است : كشتن ، منّتگذارى و
هامش
( 1 ) . محمد / 4 .