تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
تسنن از ظاهر آيه جايز نبودن قتل را پس از استقرار دين استفاده نكرده‌اند ؛ بلكه به جايز بودن كشتار حتى پس از اسير گرفتن فتوى داده‌اند . شيخ اعظم طوسى در تبيان پس از اين كه آيه را تفسير كرده و حكم قتل بعد از شدالوثاق را مسكوت گذاشته چنين مىفرمايد : آن چه اصحاب ما روايت كرده‌اند اين است كه اسير اگر پيش از پايان جنگ و كشتار گرفته شود و جنگ هنوز ادامه داشته باشد ، امام مخير است كه آنان را بكشد يا دست و پاى آنها را به صورت چليپائى بريده و آنها را به حال خود رها كند تا از خونريزى بميرند . و امام را روا نيست كه منت گذارد يا فديه ستاند و آزاد كند . اگر گرفتن اسير پس از فروكش كردن شعله‌هاى جنگ و پايان نبرد و كشتار باشد ، امام مخيّر است به اين كه يا منت نهد [ و آزادش سازد ] يا فديه مالى و يا جانى ستاند و يا آن كه او را برده سازد و يا گردنش را بزند . « 1 » شيخ بزرگ طبرسى در مجمع و راوندى در فقه القرآن و ابن براج در مهذب ، تابع شيخ طوسى در تبيان شده‌اند . اين نكته از ابن عباس نيز روايت شده است كه بعداً به آن اشاره خواهد شد . در آن چه كه از اهل بيت عليه السّلام روايت شده ، پس از اسارت حكم قتل وجود ندارد . كما اين كه در مبسوط نيز به اين نكته تصريح دارد ، به اين ترتيب كه مىگويد : « و بنابر آن چه كه اصحاب ما روايت كرده‌اند بر امام قتل اسير جايز نيست » . حديث چنين است : طلحة بن زيد گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : پدرم مىفرمود : جنگ دو حكم دارد اگر جنگ ادامه داشته باشد و جنگاوران هنوز مشغول نبردند و طرفين جنگ هنوز مستقر نشده‌اند ، چنان چه
هامش
( 1 ) . التبيان ، ج 5 ، ص 182 ؛ ج 9 ، ص 291 .