احتمال دوم اين كه مراد جاى گير شدن در زمين باشد ، يعنى ريشه دواندن دين و نظام دينى به وسيله استقرار و ثبات و اطمينان يافتن از عدم سقوط است . يعنى تا وقتى كه نسبت به ثبات واهمه وجود دارد ، اسارت گرفتن مجاز نيست و بدين جهت بايد كشتار دشمنان باغى و محارب را تا زمانى كه نظام دينى امنيت يابد ادامه داد . در اين صورت مىتوان گفت كه اين معنا نزديك به معناى آيه دوم است كه مىفرمايد : « حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها » يعنى اين حكم كه عبارت است از وجوب قتل محاربان به حدى كه آنها را زمينگير و ناتوان سازد ادامه مىيابد تا اسلام استقرار يافته و محارب و معاندى در روى زمين نماند . از اين رو مفسران آن را به نزول عيسى مسيح عليه السّلام تفسير كردهاند ، يعنى تا آن وقت ادامه مىيابد . يا اين كه مشركى بر روى زمين نباشد . به عبارت ديگر اين كه روى زمين دينى به جز اسلام وجود نداشته باشد . ولى كسايى گويد تا زمانى كه همه مردم مسلمان شوند . فرّاء نيز معتقد است تا ايمان بياورند و كفر از ميان برخيزد ، و كلبى هم گفته است تا اسلام بر همه اديان پيروز گردد و كفر از روى زمين رخت بربندد اينها كه بر شمرديم ، همه در تفسير سخن خداوند است كه مىفرمايد :
« حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها » .
بنابراين ، احتمال اول در آيه اول با صدر آيه دوم و احتمال دوم در آيه اول با ذيل آيه دوم متحد مىشود و ظاهر هر دو آيه اين است كه كشتن اسيران پس از استقرار دين در زمين مجاز نيست نه آن طورى كه برخى مدعى هستند واجب نيست يعنى جايز است براى اين كه فرموده خداوند « فَإِمَّا مَنّاً » بيان حكم الهى پس از استقرار دين است . تفصيل مساله در اين جا دليل انقطاع حكم اول است .
جصاص گويد : « ظاهر فرموده خداوند « فَإِمَّا مَنّاً بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً » از دو حال خارج نيست : يا منتگذارى [ و آزاد كردن ] و يا فديه ستاندن [ و آزاد كردن ] و هر دو حالت مجاز بودن قتل را نفى مىكند ولى علماى گذشته در اين مورد اختلاف نظر
الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: علي الأحمدي الميانجي
ص١٨٣