تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
فراوان و دست‌هايشان براى تسليم بالا رفت . « اثخان » عبارت از قتل و ترساندن شديد است . . . واحدى گويد : « اثخان » در هر چيزى عبارت از شدت و قوت آن است . گويند : « قد اثخنه المرض » يعنى نيروى بيمارى بر او چيره شد عبارت « أَثخنه الجراح » يعنى نيروى زخم بر او چيره شد نيز به همين معنا است . « ثخانت » به معناى خشونت و غلظت است و « حتى يثخن فى الارض » يعنى كه قوت يافته و شدت گرفته و چيره شود . گفتنى است كه بسيارى از مفسران گفته‌اند كه مراد از آن كلمه ، افزون‌طلبى آدمى در كشتار دشمنان خويش است . « 1 » آيه نخست گرفتن اسير را نفى مىكند و آن را جز پس از استقرار مجاز نمىداند . در اين آيه دو احتمال است : احتمال اول اين كه مراد از « اثخان » نهايت تلاش در كشتن كفار و سخت گرفتن بر آنان است كه اين معنى مساوى معناى آيه دوم است ، در اين كه كشتار دشمنان و وارد كردن زخمهاى كارى بر آنان واجب است ؛ چندان كه دست باز داشته و تسليم شوند و جنگ پايان‌پذيرد ، در اين صورت بلافاصله گرفتن اسير جايز است ، كه از آن به شد الوثاق تعبير شده و امام مخير است كه يا بر آنان منت گذارد و آنان را بدون فديه رها سازد ، يا از مال آنها فديه بستاند و يا او را با مسلمانان اسير نزد كفار مبادله كند و يا آنها را برده كرده و جزو غنايم به شمار آورد .
هامش
( 1 ) . نگارنده گويد : اين جملات را از كلمات لغويين و تفاسير جمع آورى كرده‌ايم . پس ر . ك : النهاية ابن اثير ؛ تاج العروس زبيدى و الجمهرة ابن دريد ؛ صحاح جوهرى و لسان العرب ابن منظور ؛ اساس البلاغه زمخشرى ؛ اقرب الموارد ؛ المفردات . و نيز ر . ك : التفسير الكبير رازى ، ج 15 ، ص 196 ؛ ج 27 ، ص 43 ؛ تفسير طبرى ، ج 10 ، ص 30 ؛ ج 26 ، ص 26 ؛ مجمع البيان ج 4 ، ص 508 ؛ ج 5 ، ص 97 ، چاپ اسلاميه ؛ التبيان ، ج 5 ، ص 182 ؛ ج 9 ، ص 291 ؛ الميزان ، ج 9 ، ص 137 ؛ ج 18 ، ص 243 ؛ المنار ، ج 10 ، ص 83 ؛ روح المعانى ، ج 10 ، ص 33 ؛ تفسير جواهر الحسان ، ج 2 ، ص 111 ؛ الكشاف ، ج 4 ، ص 316 ؛ الجامع لأحكام القرآن ، ج 8 ، ص 45 ؛ ج 16 ، ص 225 ؛ صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 75 ؛ فتح البارى ، ج 6 ، ص 107 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 4 ، ص 172 ؛ احكام القرآن جصاص ، ج 5 ، ص 169 ؛ تفسير مراغى ، ج 10 ، ص 25 .