عفو كرد . ولى با وجود اين ، كينهها سرد نشد و اسائه و بدى كردن فراموش نگرديد . « 1 »
19 . پس از پايان جنگ ، وقتى اشراف قريش را در ميان كشتهها فرو افتاده ديد فرمود :
بينى خويشتن به خاك ماليدم ! به خدا سوگند كه مرگ شما براى من بسى ناگوار است . امّا من ، بر شما اتمام حجت كردم و از تيغهء شمشير بر حذرتان داشتم ، ولى خام بوديد و از آن چه مىكرديد دركى نداشتيد ، و اكنون مىبينم كه به سرنوشت ناگوارى دچار شدهايد « 2 » .
20 . روش آن حضرت در اتمام حجت با معاويه و عمرو عاص و نظاير آن دو نيز چنين بود و چه نامههاى بسيارى كه به آنها ننوشت و چه پيكهاى زيادى كه نزدشان نفرستاد ، و در جنگهاى صفين و جمل و نهروان ، او هرگز آغازگر جنگ نبود . « 3 »
آن حضرت همواره بر روشن شدن حق و اتمام حجت و عذرپذيرى و انذار ( ترساندن ) تأكيد داشت .
21 . در جنگ صفين ، معاويه گدارهاى دسترسى به آب را بست و مانع از آب برداشتن على عليه السّلام و اصحاب او گرديد . على عليه السّلام با فرستادن
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 23 .
( 2 ) . « جدعت انفى ، امّا واللَّه ان كان مصرعكم لبغيضا الىَّ ، و لقد تقدمت اليكم و حذرتكم عضَّالسيوف ، و كنتم احداثا لاعلم لكم بما ترون و لكن الحين و مصارع السوء » . الجمل شيخ مفيد ، ص 194 - 195 ؛ البحار ، ج 32 ، ص 207 ، به نقل از الارشاد شيخ مفيد .
( 3 ) . همان گونه كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله همواره از شروع به جنگ نهى مىفرمود است . ر . ك : ما هو الصحيح من السيرة ، ج 3 ، ص 188 . در همين منبع در صفحه 275 آمده است كه شروع نكردن جنگ با مشركان شعار شيعه شده ، و از جاحظ نقل كرده و مىگويد : « كردويه با اينكه سفاك و نترس بود و خود را به شيعه گرى مىزد هيچ وقت جنگ را شروع نمىكرد و مىگذاشت كه دشمن جنگ را شروع كند . البرصان و العرجان و الحولان جاحظ ، ص 322 .