تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
آيا نمىبينى ، چگونه بركشته شدن دشمنانش كه با او جنگ كردند ، به جاى شادى و سرور كردن ، تأسف و افسوس مىخورد و چگونه ، آنها را توصيف و مدح مىكند . و در نهايت از گرفتارىها و پيشامدها و غم‌ها و اندوه‌ها به خداى تبارك و تعالى شكايت مىكند . حضرتش مانند كسى است كه به دليل بيمارى دست خويش را بريده باشد و از شدت حزن و اندوه ، قلبش آتش گرفته است . يا مانند پدرى است كه [ به خاطر تربيت ] فرزندش درد و رنج مىبرد و يا مانند برادرى است كه به وضع برادرش دل سوزانده و او را نصيحت مىكند و او پند نمىپذيرد ، او را موعظه مىكند و او اندرز و عبرت نمىگيرد لذا ناگزير از قتل او مىگردد و داغ نهادن ، آخرين درمان است . ابن ابى الحديد گويد : مردم بصره با حضرت على عليه السّلام به ستيز برخواسته و شمشير به روى او و فرزندانش كشيده ، او را دشنام داده و لعن كرده بودند ، امّا وى چون بر آنان دست يافت شمشير در نيام كرد و جارچى حضرتش ميان سپاه بصره ندا داد كه « هيچ فرارى اى مورد تعقيب قرار نگيرد و مجروحان و اسيران كشته نشوند ، آن كه سلاح بر زمين نهد ، در امان است و آن كه به سپاه امام ملحق شود در امان است » . افزون بر اين ، نه اثاث و اموالشان را به غنيمت گرفت و نه بازماندگان آنان را به اسارت برد ؛ هر چند اگر مىخواست چنين كند ، مىتوانست ، ولى او از اين كار ابا كرد و عفو و بخشش را ترجيح داد و از سنت پيامبرصلّى اللَّه عليه و آله در فتح مكه تبعيت كرد ، زيرا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله دشمنان خود را