حسب موارد فرق مىكند ؛ ( گاهى حرمت مىشود ، گاهى كراهت ) كما اين كه از شبيخون نهى فرموده است . و در حديث آمده است كه آن حضرت به دشمن شبيخون نمىزد ، همچنين از باز كردن راههاى آب بر دشمن و غرق كردن آنها و سركوب كردنشان ، و نيز از آتش بارى به سوى دشمن در صورت وجود داشتن راههاى ديگر براى دستيابى به آنها ابا و اكراه داشته است .
پس بايد گفت تمام اين موارد ، در بعضى مواقع ، طبق شرايط مذكور در فقه اسلامى جايز است . در اين جا مجال ذكر اين مطالب نيست و در آينده در بعضى مناسبتها به بعضى از آنها اشاره خواهيم كرد .
د ) منت نهادن بر اسير
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بر اسير منت نهاده و وى را آزاد مىكرد . اينك كتابهاى حديث و تاريخ و مغازى وجود دارند كه همگى تصريح كردهاند كه آن حضرت بر اسيران منت مىنهاد ، و آنها را بدون گرفتن فديه آزاد مىساخت ، يا آن كه بر آنها منت مىنهاد و با گرفتن فديه آزادشان مىكرد ، يا با اسراى مسلمان مبادله مىكرد . على عليه السّلام نيز در جنگهاى سه گانهاش بر دشمنان خود منت نهاد و آنها را نكشت و آزادشان ساخت « 1 » .
اينك به برخى از مصادر اشاره مىكنيم :
1 . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بر اهل مكه منت نهاد و نه آنها را كشت و نه بردهشان ساخت و فرمود : « برويد ، شما آزاديد « 2 » » .
بر هر كسى كه كمترين اطلاعى از تاريخ دارد ، اين مطلب پوشيده نيست كه مردم مكه به روزگار اقامت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در مكه آن چه كه در
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 23 نيازى به ذكر مصادر اين مطلب به دليل شهرت آن در تاريخ و حديث نيست .
( 2 ) . « اذهبوا انتم الطلقاء » . مصادر اين مطلب را به دليل روشن بودن آن ذكر نكرديم . ر . ك : الطبرى ، ج 3 ، ص 61 .