مىكنند و به پيمانهاى خود هيچگونه پايبندى ندارند مگر به پيمانهايى كه با قدرتمندان بستهاند « 1 » .
اينك آن مطالبى را كه بدانها اشارت داشتيم با آن چه كه از تورات نقل مىكنيم مقايسه كنيد . تورات مىگويد :
چون به شهرى نزديك آيى تا با آن جنگ نمايى ، آن را براى صلح ندا بكن * و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازهها را براى تو بگشايد آن گاه تمامى قومى كه در آن يافت شوند به تو جزيه دهند و تو را خدمت نمايند * و اگر با تو صلح نكرده با تو جنگ نمايند ، پس آن را محاصره كن * و چون يهوه خدايت آن را به دست تو بسپارد جميع ذكورانش را به دم شمشير بگذار * ليكن زنان و اطفال و بهايم و آن چه در شهر باشد . يعنى تمامى غنيمتش را براى خود به تاراج ببر و غنايم دشمنان خود را كه يهوه خدايت به تو دهد بخور * با همه شهرهايى كه از تو بسيار دورند كه از شهرهاى اين امتها نباشند چنين رفتار نما * امّا از شهرهاى اين امتهايى كه يهوه خدايت تو را به ملكيت مىدهد هيچ ذى نفسى را زنده مگذار « 2 » .
اگر دوباره يكى از شهرهايى كه يهوه خدايت به تو به جهت سكونت مىدهد خبريابى ساكنان آن شهر را به دم شمشير بكش و آن را با هر چه در آن است و بهايش را بدم شمشير هلاك نما * و همه غنيمت آن را در ميان كوچهاش جمع كن و شهر را با تمامى غنيمتش براى يهوه خدايت به آتش بالكل بسوزان . . . . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير المنار ، ج 5 ، ص 349 ، 350 .
( 2 ) . ترجمهء فارسى كتاب مقدس ، عهد عتيق ؛ سفرتثنيه ، باب بيستم ، گفتارهاى 10 تا 18 ، چ لندن ، 1933 .
( 3 ) . كتاب مقدس ، عهد عتيق ؛ سفر تثنيه ، باب سيزدهم گفتارهاى 12 تا 17 ، چ لندن ، 1933 .