تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
به خدا در اين فكر بودم كه كسى به من گفت واى بر تو . به خدا سوگند او كسى را كه در دين او داخل شود ، و به سخنى راست شهادت بدهد ، نمىكشد . چون اين سخن شنيدم ، از پناهگاه خود خارج شدم و به مدينه به حضور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمدم . حضرت مرا نديد مگر در حالى كه بالاى سرش ايستاده و در حال اداى شهادتين بودم . آن حضرت تا مرا ديد فرمود : « تو وحشى هستى ؟ » گفتم « آرى » فرمود بنشين و برايم بگو چگونه حمزه را كشتى . همان گونه كه براى شما شرح دادم « 1 » براى حضرت بيان كردم . چون از سخنم فارغ شدم ، فرمود : « واى بر تو از جلو چشمم دور شو . ديگر تو را نبينم « 2 » » . شايد همهء اين متون ، تفسيرى است بر اين فرموده بارى تعالى كه مىفرمايد : « وَلا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَوةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيَرةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ / و به خاطر اين كه سرمايه ناپايدار دنيا ( و غنائمى ) به كف آوريد به كسى كه اظهار صلح و اسلام مىكند نگوييد : مسلمان نيستى ، زيرا غنيمت‌هاى فراوانى ( براى شما ) نزد خداست . شما نيز قبلًا چنين بوديد و خداوند بر شما منت نهاد ( و هدايت شديد ) « 3 » » . يعنى كسى را كه اسلام آورد نكشيد و مگوئيد كه ايمان نياورده‌اى و مؤمن نيستى به اين قصد كه مال او را به يغما ببريد ، چنان كه شما نيز وقتى كه اسلام
هامش
( 1 ) . منظور آن است كه براى مستمعين خود كه دورش را گرفته بودند ، قضيه به شهادت رساندن حضرت‌حمزه عليه السّلام را شرح داده بود ولى در اين متن نيست . ( 2 ) . قال لى : « أوحشى انت ؟ » قلت نعم يا رسول اللَّه . قال « اقعد فحدثنى كيف قتلت حمزه » . . . قال : « و يحك غيّب عنى وجهك فلا ارينّك . . . الحديث » البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 18 . ( 3 ) . نساء ، ص 94 ر . ك : تفسير أنوار التنزيل ؛ الكشاف ، ج 1 ، ص 552 ؛ الجامع لأحكام القرآن ، ج 5 ، ص 338 ؛ مجمع‌البيان ، ج 3 ، ص 95 ؛ التبيان ، ج 3 ، ص 297 ؛ المنار ، ج 5 ، ص 349 ؛ الميزان ، ج 5 ، ص 40 ؛ الطبرى ، ج 5 ، ص 139 .