و همچنين است در گرفتن اسير ، كه بايستى با اعمال ملاطفت و مهربانى و شفقت انجام شود و كليه حقوقى كه هر انسانى دارد ، رعايت گردد ، چندان كه حتى اگر اسير محكوم به قتل باشد ، كشندهاش او را مثله نكند و او را به صبر [ يعنى زجركش ] نكشد ، چه در اين جنگها ، كشتن خود نشانهاى از رحمت بوده و بايستى با مسائلى چون تسكين انتقام و فرونشاندن خشم و ارضاى خودخواهى آميخته و آلوده نگردد .
اصول و ضوابط جهاد در اسلام
در اين زمينه بايستى به جنگهاى پيامبر اسلام توجه داشت زيرا هر كس به تاريخ بنگرد و يا شرح جنگهاى آن حضرت را در قرآن بخواند و در اين ميان از انصاف بهرهمند و از كينه و هوى و هوس و ساير شوائبى كه با حق سازگارى نداشته و مانع فهم حقاند خالى باشد ، در خواهد يافت كه همهء آنها ، مبارزاتى بوده از سر حقّ و به خاطر حق و در مسير حق .
در توضيح اين امر ناچاريم امورى را به عنوان شاهد براى آن چه كه ادعا كرديم ، بيان نموده و به عنوان مشتى از خروار به نمونههايى اندك از رخدادهايى فراوان اشاره داشته باشيم :
1 . آن حضرت به محض آن كه مسجدى سراغ داده مىشد ، يا صداى اذانى به گوش مىرسيد يا نمازگزارانى رؤيت مىشد يا زمزمه « لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه » به گوش مىآمد ، از كشتن نهى مىكرد .
2 . چنانچه دشمن كافر بود ، قبل از دعوت به اسلام ؛ و اگر مسلمانى سركش بود ، قبل از موعظه و نصيحت و احتجاج ، از جنگيدن نهى مىكرد . و اگر بعد از دعوت و موعظه مسلمان مىشد ، و يا سركشى و طغيان را ترك مىكرد ، جنگ انجام نمىشد . و همواره از پيشدستى به جنگ - اگر چه دشمن كافر هم بود ، نهى مىكرد .