و نيز داستان حضرت موسى عليه السّلام را ( كه قوم يهود را براى جنگ با عمالقه دعوت كرد ) شرح داده مىفرمايد : « يا قَوْمِ ادْخُلُواْ الأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِى كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خسِرِينَ * قالُوا يا مُوسى إِنَّ فِيها قَوْماً جَبَّارِينَ وَ إِنَّا لَنْ نَّدْخُلَهَا حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْها فإنْ يَخْرُجُوا مِنْها فإنّا دخِلونَ . . . قالُوا يا مُوسى إنّا لَنْ نَدْخُلَهَا ابَداً مادامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أنْتَ وَ رَبُّكَ فَقتِلا انَّا ههُنا قاعِدُونَ / اى قوم به سرزمين مقدسى كه خداوند براى شما مقرر داشته گام نهيد و به پشت سر خود باز نگرديد كه زيانكار خواهيد بود . گفتند : اى موسى در آن سرزمين جمعيتى نيرومند و ستمگرند ، و ما هرگز وارد آن سرزمين نخواهيم شد مگر آنكه آنان بيرون رفته باشند ، اگر آنها از آنجا خارج شدند ما وارد خواهيم شد . . . بنى اسرائيل گفتند : اى موسى تا آنها در آن جا هستند ، ما هرگز وارد نخواهيم شد . تو و پروردگارت برويد و با آنان بجنگيد ، ما همين جا نشستهايم « 1 » » .
و نيز در جاى ديگر مىفرمايد : « الَمْ تَرَإِلَى الْمَلَا مِنْ بِنِى إِسْرائيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قالُوْا لِنَبِّىٍ لَهُمْ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ / آيا مشاهده نكردى جمعى از بنىاسرائيل را بعد از موسى ، كه به پيامبر خود گفتند : « زمامدار و فرماندهى » براى ما انتخاب كن تا ( زير فرمان او ) در راه خدا پيكار كنيم « 2 » » .
كوتاه سخن آن كه سبب جنگ يا مادى محض و براى پيروزى و برترىجوئى و فرمانروايى و رياست و ستاندن مال مردم و دستيابى به قدرت است ، يا مادى و به خاطر دفاع از جان و مال و ناموس است ( براى رزمندگان ) يا وظيفهاى الهى در جهت دفاع از مستضعفين و براى گسترش آيين حق ( دين ) و نابودى كفر و شرك و تباهى و ستم است تا حدى كه فتنه از روى زمين برچيده شده و دين كاملًا از آن خدا باشد .
علامه طباطبائى رحمة اللَّه عليه در باب جهادى كه قرآن بدان امر فرموده و
هامش
( 1 ) . مائده / 24 ، 22 ، 21 .
( 2 ) . بقره / 246 . نيز ر . ك . الميزان فى تفسير القرآن ، ج 2 ، ص 69 - 70 .