ب ) يا مادى و براى دفاع از زندگى و مسائل ضرورى آن رخ مىدهد ، زيرا فطرت آدمى ، وى را به دفاع از حقوق و حيات خود وادار مىكند .
ج ) يا حقيقتاً دفاع از حق و عدالت و امثال آنها است ؛ همچون كارزار پيامبران كه با انگيزه دفاع از دين و توحيد و حقوق مستضعفين و بدون هر انگيزه مادى صورت گرفته ؛ بلكه صرفاً در جهت اداى وظيفه الهى رخ داده ( هر چند دفاع از جان و مال و ناموس نيز مجاز و مورد ستايش بوده و مقتول در چنين دفاعى شهيد به شمار آمده است ) و بدون وجود رقابت يا چشمداشتى به قدرت و فرمانروائى بوده و در پى جستجوى چيزى از زخارف دنيوى صورت نگرفته است . همچون جنگهاى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام و جنگهاى پيامبران براى اين كه همانطور كه تورات و قرآن نيز گوشههايى از آن را بيان نموده است ، گروهى از پيامبران در راه خداى متعال ستيز كردهاند .
خداوند متعال در قرآن كريم [ دربارهء آنان ] مىفرمايد : « وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِىٍّ قاتَلَ مَعَهُ رَّبِيُّونَ كَثِيٌر فَما وَهَنُواْ لِما أصابَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفوُاْ وَ مَا اسْتَكانُواْ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصابِرِينَ * وَ مَا كانَ قَوْلَهُمْ الَّا أنْ قالُوْا رَبَّنَا اغْفِرْلَنْا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فِى امْرِنَا و ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكفِرِين / چه بسيار پيامبرانى كه مردان الهى بسيارى به همراه آنان جنگ كردند . آنها هيچ گاه در برابر آن چه كه در راه خدا به آنان مىرسيد ، سست و ناتوان نشدند ( و تن به تسليم ندادند ) و خداوند استقامت كنندگان را دوست دارد . سخنشان تنها اين بود كه « پروردگارا ، گناهان ما را ببخش و از تندرويهاى ما در كارها ، چشم پوشى كن ، قدمهاى ما را استوار بدار و ما را بر جمعيت كافران پيروز گردان « 1 » » .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 146 ، 147 .