مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً / و غذاى خود را با اين كه به آن علاقه ( و نياز ) دارند به « مسكين » و « يتيم » و « اسير » مىدهند « 1 » » .
و نيز در جاى ديگر فرمود : « يا أَيُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِمَنْ فِى أَيْدِيكُمْ مِنَ الأَسْرَى إنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِى قُلُوبِكمْ خَيْراً يُؤتِكُم خَيراً مِمَّآ أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ / اى پيامبر به اسيرانى كه در دست شما هستند بگو : اگر خداوند ، خيرى در دلهاى شما سراغ داشته باشد ( و نيّات پاكى داشته باشيد ) بهتر از آن چه كه از شما گرفته شده به شما مىدهد ، و شما را مىبخشد ، و خداوند آمرزنده و مهربان است « 2 » » .
سابقه تاريخى اسارت
« أسْرْ » به همان معنايى كه گذشت ( يعنى گرفتار شدن انسانى به وسيله انسانى ديگر و در بند شدن و زندانى گشتن ) به گواهى تاريخ ، خود به نوعى با زندگى انسان پيوند دارد ؛ زيرا گرفتن يك انسان و بستن و زندانى كردن او غالباً به خاطر ارتكاب جرائم و فساد در جامعه صورت مىگيرد و اين امر از نظر تاريخى به آغاز دوره زندگى اجتماعى بشر و شروع قانونگذارى ، و حتى پيشتر از آن ، مربوط مىشود كه البته در جنگ ميان انسانها ، نيز همواره از پيامدهاى جنگ بوده ؛ و از اين نظر تاريخ آن به تاريخ در گرفتن جنگ ميان افراد بشر برمىگردد خواه اين جنگ به منظور غارت اموال كه امرى متداول و از لوازم زندگى آنها بود ، صورت مىگرفت و خواه به دليل اغراض و اميال مادى و حيوانى و يا به سبب كينهتوزىهاى وحشيانه رخ مىداد و خواه با انگيزههاى مقدّس و الهى چون جنگ پيامبران با مستكبران و طاغوتهاى زمان خود ، « وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِىٍّ قاتَلَ
هامش
( 1 ) . انسان / 8 .
( 2 ) . انفال / 70 در اينباره ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن ، ج 9 ، ص 136 .