تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢

4134 / 20 -

آفة العمران جور السّلطان . 3 / 109 آفت عمران و آبادانى ، ستم سلطان است .

4135 / 21 -

إذا بنى الملك على قواعد العدل ، و دعم بدعائم العقل نصر اللَّه مواليه و خذل معاديه . 3 / 168 هنگامى كه پادشاه سلطنت خود را بر پايه‌هاى عدالت بنا نهد ، و بر پا دارد آن را با ستونهاى عقل و خرد ، خداوند پيروان و دوستان او را يارى كند و دشمنانش را خوار گرداند .

4136 / 22 -

إذا زادك السّلطان تقريبا فزده إجلالا . 3 / 172 هنگامى كه پادشاه بر نزديك كردن تو افزود ، تو نيز بر احترام و اجلال او بيفزاى .

4137 / 23 -

تاج الملك عدله . 3 / 278 تاج پادشاه ، عدالت و دادگسترى او است .

4138 / 24 -

خور السّلطان أشدّ على الرّعيّة من جور السّلطان . 3 / 442 سستى و ضعف پادشاه براى رعيت سخت‌تر از ستم پادشاه است . « 1 »

4139 / 25 -

خير الملوك من أمات الجور و أحيى العدل . 3 / 431 بهترين پادشاهان كسى است كه ستم را بميراند و عدالت را زنده كند .

4140 / 26 -

حقّ على الملك أن يسوس نفسه قبل جنده . 3 / 415 بر پادشاه حق و لازم است كه پيش از سپاهيانش خود را سياست كند ( يعنى تدبير نفس خود و ادارهء آن را به دست گيرد ) .

4141 / 27 -

زكات السّلطان إغاثة الملهوف . 4 / 106 زكات پادشاهى و سلطنت ، رسيدن به فرياد بيچارگان و نجات دادن آنهاست .

4142 / 28 -

سلطان العاقل ينشر مناقبه . 4 / 133
هامش
( 1 ) - براى اينكه سلطان جائر و ستمكار فقط خود ستم كند ، ولى ديگران جرأت ستمكارى به يكديگر را ندارند ، ولى ضعف پادشاه سبب مىشود كه هر كس به ديگرى ستم كند و كسى نتواند جلوى ستم را بگيرد .