4118 / 4 -
السّلطان الجائر يخيف البرىء . 1 / 312 پادشاه ستمكار آدم بىگناه را نيز بترساند ( و از او در بيم و هراس باشد ) .
4119 / 5 -
الأمير السّوء يصطنع البذىّ .
1 / 312 فرمانرواى بد ، افراد پست را برگزيند و به كار گمارد . « 1 »
4120 / 6 -
الجرأة على السّلطان أعجل هلك . 1 / 351 جرأت و دليرى كردن بر پادشاه شتابانترين وسيلهء هلاكت و نابودى است .
4121 / 7 -
السّلطان الجائر و العالم الفاجر أشدّ النّاس نكاية . 2 / 74 پادشاه ستمكار و عالم بد كردار سختترين مردم هستند در گزند رساندن به مردم .
4122 / 8 -
المكانة من الملوك مفتاح المحنة و بذر الفتنة . 2 / 159 ارجمند شدن و منزلت يافتن در نزد پادشاهان ، كليد ، رنج و محنت و تخم فتنه و آشوب است .
4123 / 9 -
احرس منزلتك عند سلطانك و احذر أن يحطّك عنها التّهاون عن حفظ ما رقاك إليه . 2 / 208 از منزلت و مقام خود نزد پادشاه نگهبانى كن ، و بر حذر باش از اين كه سهل انگارى كنى از نگهداشتن آنچه تو را بدان منزلت نزد او رسانده است .
4124 / 10 -
أعقل الملوك من ساس نفسه للرّعيّة بما يسقط عنه حجّتها و ساس الرّعيّة بما تثبت به حجّته عليها . 2 / 475 عاقلترين پادشاهان كسى است كه خود را براى رعيّت چنان بنماياند كه حجّت و دليل آنها را از دستشان بگيرد ، و براى رعيّت به گونهاى تدبير كند كه حجّت و دليل خود را بر آنها ثابت كند .
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) « يصطنع » را به « احسان كند » ترجمه كرده و از اصطناع به معناى احسان گرفته ، ولى اصطناع در لغت همانگونه كه به معناى احسان كردن آمده به معناى زير بال گرفتن ، و تفقد كردن ، و اختيار كردن نيز آمده ، چنانچه اهل تفسير در آيهء شريفهوَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِيگفتهاند .