تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩

4110 / 2 -

ربّ كلام جوابه السّكوت . 4 / 64 چه بسيار سخنى كه پاسخش سكوت است .

4111 / 3 -

ربّ سكوت أبلغ من كلام . 4 / 69 چه بسيار خموشى كه از سخن گفتن رساتر و گوياتر است .

4112 / 4 -

السّكوت على الأحمق أفضل جوابه . 1 / 303 خموشى در برابر آدم احمق ، بهترين پاسخ او است .

4113 / 5 -

إذا غلبت على الكلام فإيّاك أن تغلب على السّكوت . 3 / 136 هر گاه مغلوب سخن شدى بپرهيز از اينكه مغلوب خموشى گردى . « 1 »

4114 / 6 -

من سكت فسلم كمن تكلّم فغنم . 5 / 473 كسى كه سكوت كند و سالم بماند مانند كسى است كه سخن گفته و غنيمت برده . « 2 »

باب السلطان ( پادشاه )

4115 / 1 -

الملوك حماة الدّين . 1 / 183 پادشاهان ( حقيقى و الهى ) حاميان و پشتيبانان دين هستند .

4116 / 2 -

الملوك لا مودّة له . 1 / 250 پادشاهان دوستى ندارند ( و هر گاه احساس خطر براى سلطنت خود كردند دوستى از ميان مىرود ) .

4117 / 3 -

الملك المنتقل الزّائل حقير يسير . 1 / 300 سلطنت انتقالى كه زوال پذيرد كوچك و اندك است .
هامش
( 1 ) - يعنى اگر در مجلسى و محفلى شروع به سخن كردى و جاذبه‌هاى مجلس و سخن ، نشاط و نيرويى به تو داد ، خموشى را فراموش نكن و چنان نباشد كه خموشى را فراموش كنى و بر تو غالب شود كه به گفتهء آن شاعر :سخن گر چه هر لحظه دلكش‌تر است * چو بينى خموشى از آن بهتر است( 2 ) يعنى فضيلت سكوت هيچگاه كمتر از فضيلت سخن گفتن نيست حتى در جايى كه با سخن گفتن غنيمت و بهره‌اى ببرد ، چنان كه در شعر شاعر در كلام قبلى آمده بود و در پاره‌اى از كلمات بزرگان آمده است كه گفته‌اند : « لو كان الكلام فضّة فالسّكوت ذهب » اگر سخن گفتن نقره باشد خموشى طلا است ، يعنى هميشه خموشى بهتر از سخن گفتن است .