كسى كه نيكو پادشاهى كند از نابودى ايمن است . « 1 »
4152 / 38 -
من ملك استأثر . 5 / 141 كسى كه پادشاهى يابد خود رأى گردد .
4153 / 39 -
من أساء إلى رعيّته سرّ حسّاده . 5 / 274 كسى كه با رعيت خويش بد رفتارى كند حسودان خود را شادمان و خوشحال كرده است . « 2 »
4154 / 40 -
ليس ثواب عند اللَّه سبحانه أعظم من ثواب السّلطان العادل و الرّجل المحسن . 5 / 90 ثواب و پاداشى در پيشگاه خداى سبحان بزرگتر از پاداش پادشاه عادل و مرد نيكوكار نيست .
4155 / 41 -
من اجترأ على السّلطان فقد تعرّض للهوان . 5 / 316 كسى كه دليرى كند بر پادشاه ، خود را در معرض خوارى در آورده است .
4156 / 42 -
من اشفق على سلطانه قصّر عن عدوانه . 5 / 343 كسى كه بر پادشاهى خود بترسد ، دشمنى خود را كوتاه كند .
4157 / 43 -
من جار فى سلطانه عدّ من عوادى زمانه . 5 / 373 كسى كه در دوران پادشاهى خود ستم كند از دشمنان زمان خود شمرده شود .
4158 / 44 -
من جار فى سلطانه و أكثر عدوانه هدم اللَّه بنيانه و هدّ أركانه .
5 / 396 هر كس در دوران پادشاهى خود ستم كند و دشمنى و ظلم خود را بسيار كند ، خداى تعالى بنيان پادشاهى و اركان سلطنتش را ويران كند و در هم بكشد .
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) در اينجا « ملكة » را به اعتبار مشابهت با « هلكة » فتح ميم و لام اعراب گذارى كرده و به خوى ترجمه كرده ، و احتمال داده است كه به معناى سلوك و رفتار باشد ، و روى هر دو احتمال اين كلام به اين باب مربوط نمىشود ، ولى ممكن است « ملكة » را به فتح ميم و سكون لام بگيريم به معناى قدرت و سلطنت همانگونه كه ترجمه كرديم .
( 2 ) چون بد رفتارى با رعيت موجب پراكندگى رعيت و به هم خوردن نظم مملكت و در نتيجه زوال سلطنت خواهد شد ، و اين همان چيزى است كه حسودان مىخواهند ، و آنان را شادمان گرداند .